به نقل از کتاب مغز متفکر جهان شيعه
برخي از نظريه هي امام صادق (عليه السلام) در علوم مختلف

مقدمه
مطالبي که در زير مي خوانيد بر گرفته از کتاب مغز متفکر جهان شيعه است . ين کتاب ترجمه تحقيقي است که توسط گروهي از دانشمندان اروپائي در مرکز مطالعات دانشگاه استراسبورگ در کشور فرانسه تهيه گرديده و لذا بعضي از مطالب آن طبق اعتقادات شيعه پيين تر از مرتبه علمي حضرت امام صادق (عليه السلام) است.

فهرست مطالب ين صفحه ...
نظريه حضرت امام جعفرصادق(ع)راجع به علل بعضي ازبيماريها
اولين كسيكه عقيده به عناصراربعه رامتزلزل كرد
حضرت امام جعفرصادق(ع)راجع به نورستارگان چه گفت؟
نظريه حضرت امام جعفرصادق(ع)راجع به قدرت هسته اي
نظريه حضرت امام جعفرصادق(ع)راجع به مولكولهاي آب وتجزيه آنها
نظريه حضرت امام جعفرصادق(ع)راجع به ساختمان بدن انسان
نظريه حضرت امام جعفرصادق(عليه السلام)راجع به سرعت نوروليزر
نظريه امام صادق(ع) راجع به نور
نظريه حضرت امام جعفرصادق(ع)راجع به زمين
نظرامام صادق(ع)راجع به زلزله
حضرت امام جعفرصادق(ع)گفت: پيرامون خودراآلوده نكيند

نظريه حضرت امام جعفرصادق(عليه السلام)راجع به علل بعضي ازبيماريها

يکي از نظريه هاي امام جعفر صادق (عليه السلام) که نبوغ علمي او را به ثبوت مي رساند نظريه ايست که راجع به انتقال بيماري بوسيله بعضي از نورها داده است . امام جعفر صادق (عليه السلام) گفت روشنائي هائي هست که اگر از يک بيمار بر يک شخص سالم بتابد ممکن است که آن شخص سالم را بيمار کند .
بايد توجه کرد که صحبت از هوا يا انتقال ميکروب ( که در نيمه اول قرن دوم هجري از آن بي اطلاع بودند ) نيست . بلکه صحبت از روشنائي است آنهم نه تمام روشنائي ها بلکه بعضي از انوار که اگر از شخص بيمار ، به شخص سالم بتابد ممکن است که وي را بيمار کند .
اين نظريه را علماي زيست شناسي و پزشکي از خرافات مي دانستند چون آنها عقيده داشتند که عامل انتقال بيماري از يک فرد بيمار به يک فرد سالم ، ميکروب است يا ويروس خواه وسيله انتقال بيماري حشرات باشند يا آب يا هوا يا تماس مستقيم دو فرد بيمار و سالم .
قبل از اين که بوجود ميکروب و ويروس پي ببرند وسيله انتقال بيماري ها را بوها ميدانستند و تمام اقداماتي که در قديم براي جلوگيري از سرايت امراض ميشد بر اساس جلوگيري از بوها بود تا اين که بوي بيماري واگير از يک بيمار به يک سالم نرسد و او را بيمار ننمايد .
در هيچ دوره ، هيچکس نگفت که بعضي از روشنائي ها اگر از بيمار بر سالم بتابد او را بيمار مي نمايد و اين گفته از جغفر صادق است .
گفتيم که جامعه دانشمندان اين نظريه را در عداد خرافات بشمار مي آوردند تا اين که تحقيقات علمي جديد ثابت کرد که اين نظريه ، حقيقت دارد و بعضي از انوار ، اگر از بيمار بسوي سالم برود و او را بيمار مي کند و اولين مرتبه در اتحاد جماهير شوروي به اين واقعيت پي بردند .
در شهر نوو-وو-وسيبيرسك واقع در شوروي كه يكي از مراكز بزرگ تحقيقات پزشكي و شيميائي و زيست شناسي شوروي مي باشد بطور علمي و غير قابل ترديد ثابت شد كه اولاُ از سلولهاي بيمار ، اشعه ساطع ميشود و ثانياً نوعي از اشعه كه از سلولهاي بيمار ساطع ميشود هر گاه بر سلول هاي سالم بتابد آنها را بيمار خواهد كرد. بدون اينكه كوچكترين تماس بين سلول هاي بيمار و سلولهاي سالم وجود داشته باشد و بي آنكه از سلوهاي بيمار ميكروب يا ويروس به سلولهاي سالم سرايت نمايند.
طرز عمل دانشمنداني كه در (نوو-وو-سيبيريسك )مشغول تحقيق بودند اين شكل بود:
آنها دو دسته از سلولهاي يك شكل ، از يك موجود زنده را (في المثل سلولهاي قلب ياكليه يايكي ازماهيچه هاي بدن را) انتخاب مي كردند و آنها را از هم جدا مي نمودند و مي ديدند كه از آن سلولها ، چند نوع (فوتون) ساطع ميشود و گفتيم که يک ذره از نور را به اسم فوتون مي خوانند و امروز توانائي علم براي مشاهده و تحقيق در اشعه آن قدر زياد شده كه ميتواند حتي يك فوتون را مورد تحقيق قرار بدهد.
دانشمندان سلول هاي دسته دوم را كه سالم بودند در دو محفظه قرار دادند جاندار را انتخاب نمودند و در دو قسمت جداگانه قرار دادند يكدسته از آنها را بيمار نمودند تا اينكه مشاهده كنند كه آيا در حال بيماري هم از سلولها اشعه ساطع ميشود يا نه ؟ و مشاهده کردند0 كه در حال بيماري نيز از سلولها فرتون ساطع ميشود.
دانشمندان سلولهاي دسته دوم را كه سالم بودند ، در دو محفظه قرار دادند كه يك محفظه از كوارتز بود و محفظه ديگر از شيشه . كوارتز اين خاصيت را دارد كه هيچ نوع فوتون يعني هيچ نوع اشعه از آن عبور نميكند غير از اشعه ماوراي بنفش . شيشه معمولي اين خاصيت را دارد كه هر نوع فوتون يعني هر نوع اشعه از آن عبور مي کند غير از اشعه ماوراي بنفش .
بعد از مدت چندين ساعت كه سلول هاي سالم ، در دو محفظه كوارتزي و شيشه اي در معرض اشعه سلولهاي بيمار قرار گرفتند ، مشاهده شد كه آن قسمت از سلولهاي سالم كه در محفظه كوارتزي بودند بيمار شدند.
اما قسمتي از سلولهاي سالم كه در محفظه شيشه اي بودند بيمار نگرديدند .
كوارتز چون هيچ نوع اشعه، غير از اشعه ماوراي بنفش را عبور نمي داد سبب ميشد كه اشعه ماوراي بنفش به سلولهاي سالم برسد و در نتيجه آنها بيمار ميشدند .
اما شيشه همه نوع اشعه را عبور ميداد غير از اشعه ماوراي بنفش را و چون آن اشعه به سلولهاي سالم نمي تابيد آنها سلامت خود را حفظ مي كردند و بيمار نمي شدند .
بايد دانست كه تمام اشعه كه بسلول هاي سالم مي تابيد از سلول هاي بيمار ساطع مي شد اما سلولهاي سالم كه در محفظه شيشه اي بودند چون در معرض تابش اشعه ماوراي بنفش (ساطع از سلولهاي بيمار ) قرار نمي گرفتند ، لذا سالم مي ماندند .
اين آزمايش با بيماريهاي گوناگون و سلولهاي متشابه يا متفاوت در مدت بيست سال پنج هزار بار تكرار شد براي اين كه دانشمندان مركز تحقيقاتي ( نوو -وو -سيبيرسك ) نمي خواستند كه كوچكترين ترديد در نتيجه آزمايش وجود داشته باشد .
در هر پنج هزار آزمايش نتيجه كلي يكي بود و آن اينكه سلولهاي بيمار انواع اشعه را ساطع ميكنند از جمله اشعه ماوراي بنفش را ، ديگر اينكه هر گاه سلولهاي سالم در معرض اشعه ماوراي بنفشي كه از سلولهاي بيمار ساطع ميشود (نه اشعه ماوراي بنفش ديگر) قرار بگيرند بيمار ميشوند و ديگر اين كه بيماري آنها ، همان بيماري سلولهاي مريض مي باشد .
در تمام اين آزمايش ها كه مدت بيست سال طول كشيد ، بين سلولهاي سالم و سلولهاي بيمار ، هيچ نوع مجاورت و رابطه وجود نداشت تا اينكه تصور شود كه ويروس يا ميكروب از يك دسته به دسته ديگر سرايت مي كند و بر دانشمندان بعد از پنج هزار آزمايش محقق شد كه عامل ايجاد بيماري ، در سلولهاي سالم اشعه ماوراي بنفش است كه از سلولهاي بيمار ساطع ميشود و به آنها مي تابد .
اگر جلوي تابش اشعه ماوراي بنفش را از طرف سلولهاي بيمار بگيرند. سلولهاي سالم بيمار نمي شوند و يكي از خواص آنتي بيوتيكها ( داروهاي قاتل ميكروب و ويروس ) اين است كه از شدت ساطع شدن اشعه ماوراي بنفش بيمار ميكاهد تا اينكه پخش آن اشعه از طرف آن سلولها بدرجه اي ميرسد كه ديگر زيان بخش نمي باشد .
از آزمايش هائي كه دانشمندان شوروي كدرند اين نتيجه بدست مي آيد كه هر يك از سلولهاي بدن ما مانند يك فرستنده و گيرنده است كه اشعه ساطع مي كند و هم تحت تاثير اشعه قرار مي گيرد و آنها را ضيط مي نمايد و اگر اشعه اي كه ضبط ميكند از نوع ماوراي بنفش باشد و از يك سلول بيمار ساطع شود سلول سالم كه آن را دريافت مي نمايد بيمار خواهد شد .
اما اگر سلولي كه اشعه ماوراي بنفش را ساطع مي نمايد بيمار نباشد آن اشعه سبب بيماري سلولهاي سالم نمي شود .
در آزمايش هاي متعدد كه دانشمندان كردند اين نكته هم بثبوت رسيد كه هر گاه يك دسته از سلولهاي سالم ، بر اثر ( توكسين ) بيمار بشوند و اشعه ماوراي بنفش ساطع كنند اشعه آنها ، سلولهاي سالم را كه هيچگونه تماس با آنها ندارد بيمار ميكند .
توكسين عبارت است از زهري كه بعضي از موجوداتي كه در بدن ما هستند توليد مي كنند و عمل آنها از لحاظ بيمار كردن سلولهاي بدن با عمل ميكرب ها و ويروس ها تفاوت دارد . و يكي از چيزهائي كه بخصوص بعد از نيمه عمر كمك به توليد توكسين در بدن مي نمايد خوردن اغذيه زياد و مقوي است .
در هر حال توكسين كه زهر است سلولهاي سالم را بيمار ميكند . آزمايش شده كه سلولهائي كه بر اثر توكسين بيمار شده اند و اشعه ساطع مي كنند نيز سلولهاي سالم را با اشعه ماوراي بنفش بيمار مي نمايد منحصر به بيماريهاي ناشي از ميكروب و ويروس نيست بلكه بيماريهاي ناشي از توكسين ( زهر ) هم بوسيله تابانيدن اشعه ماوراي بنفش از سلولهاي بيمار بسلولهاي ديگر منتقل ميشود و آنها را بيمار ميكند .
محتاج به تفصيل نيست كه اين واقعيت علمي كه پنج هزار آزمايش در مدت بيست سال آن را به ثبوت رسانيده يك عرضه جديد در مقابل نيست شناسان و پزشكان ، براي معالجه بيماري ها مي گشايد .
آنهم بدو ترتيب اول اينكه بعد از بروز بيماري در عده اي از سلولهاي بدن ( في المثل چون بيماري سرطان ) مانع از تابش اشعه ماوراي بنفش از طرف سلولهاي بيمار بسوي سلولهاي سالم بشوند و در نتيجه مانع از توسعه بيماري گردند .
روش دوم پيشگيري مي باشد يعني نگذارند كه سلولها بيمار گردند تا اينكه با ساطع كردن اشعه ماوراي بنفش سلولهاي سالم را بيمار كنند .
قاعده كلي اين است كه در هر دوره كه يك روش جديد مداوا كشف ميشود ، اميدواري زياد بر محور آن روش تداوي بوجود مي آيد و تصور مي كنند كه تمام امراض را مي توان با آن روش مداوا كرد .
اينك كه علوم امروزي ثابت ميكند كه نظريه حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام) مشعر بر اين كه بعضي از روشنائي ها ، سبب بروز بيماري مي شود صحت دارد آيا مي توان فرض كرد بيماري هاي ساري كه ناگهان در يك نقطه بروز مي نمايد ناشي از نور مي باشد ؟
چون نور ماوراي بنفش بعد از اينكه از سلولهاي بيمار ساطع گرديد به اطراف پراكنده ميشود و آيا بهمين علت است كه گاهي در منطقه اي كه حتي تصور نمي توان كرد در آنجا يك مرض ساري بوجود بيايد ناگهان، بكنفر مبتلا به بيماري وبا ميشود .
محققين شوروي و آمريكا كه راجع به سرايت بيماري از سلول بيمار به سلول سالم توسط نور ماوراي بنفش تحقيق كرده اند هنوز نتوانسته اند بفهمند كه نحوه سرايت بيماري چگونه است . آنها يقين دارند نور ماوراي بنفش كه از سلول بيمار به سلول سالم مي تابد سبب بيماري سلول سالم ميشود .
ولي نمي دانند كه چگونه تابش آن نور ، در سلول سالم توليد بيماري مي نمايد و تا اين موضوع روشن نشود نمي توان قبول كرد كه بروز يك بيماري ساري و ناگهاني ، در منطقه اي كه تصور بروز آن نمي رود ناشي از تابش نور ماوراي بنفش است.
چون صحبت از سرايت بيماري توسط نور مارواي بنفش است و هنوز علم نمي داند كه چگونه نور ماوراي بنفش كه از يک سلول بيمار به يك سلول سالم مي تابد آن را بيمار ميكند بايد بگوئيم كه هنوز علم از يك قسمت از نحوه عمل ويروس در سلول سالم كه سبب بيماري آن سلول ميشود بدون اطلاع است .
علم ميداند كه ويروس در سلول جا مي گيرد و با سرعت رو به ازدياد مي گذارد و داروئي كه به بيمار داده ميشود ، كمك به نابودي ويروس مي كند ، معهذا در اين قسمت هم چيزهائي بر علم پنهان است .
چون علم هنوز نه سلول را بخوبي شناخته نه ويروس را و هنوز علم نمي داند كه سلول هاي بدن چگونه پير ميشوند و اگر ميدانست جلوي پيري را مي گرفت .
آنچه تا امروز بر اثر تحقيقات دانشمندان شوروي و آمريكا بثبوت رسيده اين است كه يك ( فوتون ) هم كه ذره اي از نور مي باشد اگر از ذرات نور ماوراي بنفش بشمار بيايد و از يك سلول بيمار ساطع گردد سبب بيماري سلول سالم مي شود .
اگر ما ميكروب را باندازه يك توپ فوتبال در نظر مجسم كنيم ويروس در قبال آن به اندازه يك ارزن است تا چه رسد به فوتون .
ولي همين ذره كوچك كه نسبت بيك ارزن، همچون ارزن است نسبت به يك توپ فوتبال ، شايد جرثومه اي از بيماري را با خود حمل مي نمايد و به سلول سالم مي رساند و گرنه آن سلول بيمار نمي شود و اگر فوتون ، جرثومه اي از بيماري را حمل نكند ، خود همان جرثومه است .
اين را ما از روي قياس مي گوئيم چون عقل ما مي گويد يك ذره از نور ، تا جرثومه اي از بيماري را حمل نكند يا خود آن جرثومه نباشد ، نمي تواند در يك سلول سالم بيماري توليد كند .
معهذا شايد بعد از اين كه علم بچگونگي توليد مرض از طرف فوتون پي برد شايد بفهميم كه علت توليد مرض بكلي غير از آن است كه ما فرض مي كرديم .
نظريه هاي بديع حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام) در علوم مختلف از جمله فيزيك محدود به آنچه تا اينجا گفته شد نيست و او در علوم ، از جمله در فيزيك نظريه هاي برجسته ديگر هم دارد كه علوم امروزي آنها را تاييد مي كند .
يكي از نظريه هاي بديع حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام) اين است كه هر چه موجوديت ذاتي دارد غير از خداوند داراي ضد خود مي باشد ، اما بين ضدين تصادم بوجود نمي آيد و اگر تصادم بوجود بيابد ، بعيد نيست جهان ويران شود .

اولين كسيكه عقيده به عناصراربعه رامتزلزل كرد.

يكي از علوم كه در محضر حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) تدريس مي شد علم فيزيك بود اگر در مورد مباني طبي حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام) اطلاع مبسوط نداريم ، در عوض در مورد مباني فيزيكي او يعني معلوماتش در رشته فيزيك داراي اطلاعات بالنسبه مبسوط هستيم .
در محضر درس امام محمد باقر (عليه السلام)‌فيزيك ارسطو تدريس مي شد و بر كسي پوشيده نيست كه فيزيك ارسطو شامل چندين علم مي گرديد ، امروز كسي علوم حيوان شناسي و گياه شناسي و زمين شناسي را جزو علم فيزيك محسوب نمي كند و هر يك از آنها علمي جداگانه است . اما در فيزيك ارسطو راجع به اين علوم بحث شده همانطور که ( مکانيک ) هم وارد فيزيک ارسطو گرديده است .
اگر مفهوم فيزيک را علم الاشياء بدانيم بايد به ارسطو حق داد که مباحث فوق را در فيزيک خود آورده . چون تمام اين مباحث مشمول علم الاشياء مي شود . باحتمال نزديك به يقين فيزيك ارسطو هم از راهي وارد محضر درس امام محمد باقر (عليه السلام) شد كه علوم جغرافيا و هندسه وارد شده بود يعني از راه قبطي هاي مصر ، وارد محضر درس امام محمد باقر (عليه السلام) گرديد . فريد و جدي صاحب دائره المعارف معروف بزبان عربي نوشته است كه علم طب از راه مكتب اسكندريه به حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام) رسيد و اين موضوع صحت ندارد . براي اينكه وقتي حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام) تحصيل مي كرد مكتب علمي اسنكدريه وجود نداشت تا اينكه علم طب از آنجا به حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام)برسد .
مكتب علمي اسكندريه وابسته به كتابخانه آن بود كه بعد از اشغال مصر از طرف اعراب از بين رفت . شايد كساني كه از كتب كتابخانه اسكندريه استنساخ كردند نسخه هائي از كتب آن كتابخانه را داشتند اما مكتب علمي اسكندريه با معدوم شدن (كتابخانه) از بين رفت .
ليكن آنهائي كه در مكتب علمي اسكندريه پروريده شده بودند تئوري هاي آن مكتب علمي بخصوص تئوري موسوم به فلسفه افلاطونيون جديد را به شاگردان يا مريدان خود آموختند و از آنها به نسل هاي بعد ، تا بما رسيد .
ميتوان احتمال داد كه كتاب يا كتابهايي كه از كتب كتابخانه اسكندريه استنساج شده بود ، از مصر به حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام)رسيد . شايد منظور فريد وجدي ، از مكتب اسكندريه مكتبي كه (كتابخانه) كانون آن محسوب مي گرديد ، نبوده و مي خواسته است بگويد كتاب يا كتابهائي كه يادگار در مكتب اسكندريه بشمار مي آيد به حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام) رسيد.
باري ، حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام) در محضر پدر با علم فيزيك آشنا شد و همانطور كه در علم جغرافيا به نظريه گردش خورشيد بدور زمين ايراد گرفت قسمتهائي از فيزيك ارسطو را نيز مورد ايراد قرار داد در صورتي كه هنوز به دوازده سالگي نرسيده بود .
روزي در محضر پدرش استاد يعني امام محمد باقر (عليه السلام) ، باين قسمت از فيزيك ارسطو رسيد كه در جهان بيش از چهار عنصر وجود ندارد كه عبارت است از خاك ، آب ، باد و آتش .
حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام) ايراد گرفت و گفت : حيرت مي كنم كه مردي چون ارسطو چگونه متوجه نگرديده كه خاك يك عنصر نيست بلكه در خاك عناصر متعدد وجود دارد و هر يك از فلزات كه در خاك مي باشد يك عنصر جداگانه بشمار مي آيد .
از زمان ارسطو تا دوره حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام) بتقريب ، هزار سال گذشته بود و در آن مدت طولاني عناصر اربعه ، بطوري كه ارسطو گفت يكي از اركان علم الاشياء محسوب مي شد و كسي نبود كه به آن عقيده نداشته باشد و در انديشه هيچ كس خطور نمي كرد كه باآن عقيده مخالفت نمايد. بعد از هزار سال يك پسر كه هنوز دوازده سال از عمرش نمي گذشت گفت كه خاك يك عنصر نيست بلكه متشكل از عناصر متعدد است . همين پسر بعد از اينكه خود شروع به تدريس كرد عنصر ديگر را هم از لحاظ بسيط بودن تحطئه نمود و گفت باد يك عنصر نيست بلكه متشكل از چند عنصر مي باشد .
حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام) هزار و يكصد سال قبل از علماي قرن هيجدهم ميلادي اروپا كه اجزاي هوا را كشف و از هم جدا كردند گفت كه باد ( يا هوا ) يك عنصر نيست ، بلكه از چند عنصر بوجود آمده است .
اگر در مورد خاك بعد از تفكر و تعقل ، مي پذيرفتند كه يك عنصر نيست و چند عنصر است در مورد باد ، كسي از لحاظ اينكه يك عنصر ميباشد ترديد نداشت .
برجسته ترين دانشمندان فيزيكي جهان بعد از ارسطو نمي دانستند كه باد يك عنصر بسيط نيست حتي در قرن هيجدهم ميلادي كه يكي از قرون درخشنده علم بود تا زمان ( لاووازيه ) دانشمندان فرانسوي عده اي از علما باد ( يا هوا ) را يك عنصر بسيط ميدانستند و فكر نمي كردند كه مخلوطي از چند عنصر است و بعد از اينكه لاووازيه ( اكسيژن ) را از ساير گازهائي كه در هوا هست جدا كرد و نشان داد كه لذا آن مرد ، اكسيژن را توليد كرده اما نه بصورت خالص بلكه بشكل تركيب با عناصر ديگر .
از نتايجي كه حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام) بدست آورد و بايد تذكر داد كه جنبه تئوري نداشت اين دو فرمول را وضع كرد :
اول اينكه جزئي از هوا از لحاظ تنفس بيش از اجزاي ديگر داراي اهميت مي باشد و اين جزء هواي حياتي است .
دوم اينكه همين جزء است كه سبب مي شود اشياء بر اثر مرور زمان (بيشتربواسطه) را بايد در خاطر داشت تا اين كه دريافت حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام) از لحاظ پي بردن به كيفيت اكسيژن چه نظريه صائب داشته است.
بعد از اينكه لاووازيه فرانسوي پس از پريسنلي انگليسي در مورد اكسيژن تحقيق كرد و به آثاري كه بوجود مي آورد پي برد ، دانشمندان قائل شدند كه تغيير اجسام بر اثر مرور زمان ، و فاسد شدن بعضي از آنها ناشي از اكسيژن است تا اينكه پاستور فرانسوي ميكروب را كشف نمود و او گفت كه فاسد شدن بععضي از اشياء ( مثل مواد غذائي كه با مرور زمان فاسد مي شود ) بر خلاف آنچه تصور كرده اند ناشي از اكسيژن نيست بلكه ناشي از ميكروب است و ميكروب ها به كالبد جانوران مرده و اغذيه حمله ور مي شوند و آن را فاسد مي نمايند .
ولي پاستور بايستي توجه مي نمود كه ميكروب ها بدون اكسيژن قادر به ادامه زندگي نيستند و آنچه آنها را زنده نگاه مي دارد اكسيژن است و لذا همانطور كه حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام) گفت: اكسيژن در تغيير اشياء ( بيشتر بواسطه ) مؤثر است و گاهي هم بدون واسطه اشياء را تغيير مي دهد و آن در زماني است كه بطور مستقيم با فلزات تركيب مي شود و باصطلاح شيميائي آنها را ( اكسيده ) يا اوكسايده ( به لهجه انگليسي ) مي كند .
يك چنين اظهار نظر دقيق از طرف حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام) بدون آزمايشهاي عملي امكان نداشته است. ولي زمان اجازه نمي داد كه حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام) از لحاظ شناسائي اكسيژن از آن مراحل جلوتر برود .
اما حدس زده بود آن قسمت از هوا که عامل اصلي تنفس مي باشد و اشيا را تغيير مي دهد سنگين نيز هست و نوع بشر بايستي هزار سال ديگر صبر كند تا اينكه لاووازيه بگويد كه اكسيژن از حيث وزن هشت نهم آب است و از هر 9 كيلو گرم آب از حيث وزن هشت كيلوگرم آن اكسيژن مي باشد ولي از حيث حجم در آب ، هيدروژن ، دو برابر اكسيژن است .
بااينكه لاووازيه ازلحاظ شناسائي اكسيژن آن اندازه جلو رفت نتوانست اين گاز حياتي را مبدل به مايع نمايد. او در فكر اين بود كه اكسيژن را مايع كند اما دو چيز مانع از حصول منظورش شد:
اول اينكه در دوره وي كه پايان قرن هيجدهم ميلادي بود ، صنعت و تكنيك آنقدر وسعت نداشت كه آن مرد محقق ، بتواند به منظور برسد . دوم اينكه نگذاشتند آن قدر بماند تا اين كه كار خود را به سامان برساند و جانش را گرفتند .
بعد از او ، تا مدتي دانشمندان مي گفتند كه اكسيژن را نمي توان مايع كرد تا اينكه تكنيك آنقدر توسعه يافت كه توانستند برودت هاي زياد را بوجود بياورند . معهذا تا قرن بيستم ميلادي نتوانستند اكسيژن را به مقدار زياد ، بطوريكه در صنعت قابل استفاده باشد مبدل به مايع نمايند.
در قرن بيستم ، تكنيك بوجود آوردن برودت هاي شديد بيش از قرن نوزدهم به تكامل رسيد و با ايجاد برودت 183 درجه زير صفر بدون اينكه احتياج به فشار زياد داشته باشد ، در فشار هواي معمولي اكسيژن را مبدل به مايع كردند .
امروز مي توانند اكسيژن را به مقدار زياد مايع كنند و در صنايع از آن استفاده نمايند و برودت 183 درجه زير صفر را نبايد يك برودت كم به حساب آورد چون فقط 90 درجه با برودت مطلق كه اسم ديگر آن برودت صفر مطلق است فاصله دارد و برودت صفر مطلق -16 ر 273 - درجه زير صفر مي باشد و در اين برودت ، بطوريكه دانشمندان مي گويند حركتي كه درون ماده هست ، متوقف مي شود .
در هر حال ، زمان اجازه نداد كه حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام) از لحاظ شناسائي قسمت حياتي و مولد الحموضه هوا از آنچه گفتيم جلو تر برود . ولي همان اندازه كه پي برد او را از لحاظ شناسائي اكسيژن بر همه مقدم مي كند و نشان ميدهد كه در اين قسمت از فيزيك ، هزار سال از معاصران خود جلو بوده است .
در بعضي از روايات هست كه شاگردان حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام) بعد از او گفتند كه مي توان هوا يا اكسيژن را مايع كرد . ولي آنچه شاگردان حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام) در اين خصوص گفته اند يك نظريه كلي است و از ازمنه قديم ، حتي قبل از ارسطو ،دريافته بودند كه هر بخار ( گاز ) را مي توان مايع كرد ولي وسيله براي مايع كردن گازها نداشتند .
بر كسي پوشيده نيست كه از ازمنه قديم ، يك قسمت از علوم امروزي بشكل تئوري ابراز شد بدون اينكه وسيله اي وجود داشته باشد تا به آن تئوري ها جامه عمل بپوشاند . دموكريت ( ذيمقراطيس ) يوناني در پانصد سال قبل از ميلاد مسيح تئوري مربوط به ( اتم) را به همين شكل كه ما امروز مي شناسيم بيان كرد و گفت كه :
ماده از اتم ها ساخته شده و درون هر اتم، حركاتي سريع وجود دارد اگر از اسامي ( الكترون ) و ( پروتون ) و ( نوترون ) و ساير اجزاي اتم بگذريم كه از موضوعات قرن نوزدهم و قرن بيستم ميلادي مي باشد دموكريت راجع به وصف اتم از لحاظ تئوري چيزي فرو گزار نكرد .
معهذا نوع بشر نتوانست تا اين قرن از اتم استفاده عملي بكند و هر گاه جنگ جهاني دوم پيش نمي آمد و علماي آلمان بفكر استفاده از نيروي اتم نمي افتادند و آمريكا ، از بيم آلمان ، در صدد بر نمي آمد جلو بيفتد شايد تا پايان اين قرن هم استفاده از نيروي اتم وارد مرحله عمل نمي گرديد.
آنچه شاگردان حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام) در مورد امكان مايع كردن هوا يا اكسيژن گفته اند يك تئوري مي باشد كه از قديم وجود داشته ولي آنچه خود حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام) در مورد اكسيژن گفت از حدود تئوري تجاوز مي كند و نشان ميدهد كه وي در مورد شناسائي اكسيژن وارد مرحله عمل شده بود .

حضرت امام جعفر صادق(عليه السلام)راجع به نور ستارگان چه گفت ؟

مبحثي وجود ندارد كه حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام) راجع به آن اظهار نظر نكرده باشد و بعضي از نظريه هاي او بطوري كه تا اينجا ديديم دليل بر نبوغ علمي وي مي باشد .
از جمله راجع به نور ستارگان گفته است : كه در بين ستارگاني كه شب در آسمان مي بينيم ستارگاني هستند كه آن قدر نوراني مي باشند كه خورشيد در قبال آنها تقريباُ بي نور است .
اطلاعات محدود نوع بشر راجع به كواكب مانع از اين بود كه در زمان حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام) و بعد از او ، تا اين اواخر ، بواقعيت اين گفته پي ببرند و فكر مي كردند آنچه حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام) راجع به نور بعضي از ستارگان گفته دور از عقل و قابل قبول نيست و محال مي باشد كه اين نقطه هاي كوچك و نوراني كه موسوم به ستاره است آن قدر پر نور باشد كه خورشيد در قبال آنها بي نور جلوه كند .
امروز كه دوازده قرن و نيم از زمان حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام) مي گذرد ثابت شده كه آنچه آن مرد بزرگ گفت :
صحت دارد و در جهان ستارگاني است كه خورشيد ما در قبال نور آنها يك ستاره خاموش بشمار مي آيد .
اين ستارگان نوراني باسم ( كوآزر ) خوانده ميشود و بعضي از آنها تا زمين 9 هزار ميليون ( نه ميليارد ) سال نوري فاصله دارد و موجي كه امروز و امشب از آن ستارگان به چشم راديو تلسكوپها ميرسد 9 هزار ميليون سال در راه بوده تا اينكه بزمين رسيده است .
گفتيم (امروزوامشب) و ممكن است تصور كنند كه اشتباه مي كنيم چون در روز نمي توان ستارگان را ديد .
اما نديدن ستارگان در روز ، جزو موارد ضعف دوره اي بود كه نوع بشر راديو تلسكوپ نداشت و امروز با داشتن راديو تلسکوپهائي مانند راديو تلسكوپ ( آرسي بوئه ) واقع در ( پورتوريكو ) كه قطر آن سي صد متر است مي توانند هنگام روز هم ستارگان را ببينند .
روشنائي بعضي از اين ستارگان موسوم به ( كوآزر ) ده هزار ميليارد برابر نور خورشيد ما مي باشد .
بايد بگوئيم كه در اين رقم نه اشتباه راه يافته نه اغراق .
واحد مقياس سنجش نور ستارگان از طرف منجمين نور خورشيد ماست . بعضي از كوآزرها آن قدر نوراني است كه روشنائي آنها ده هزار ميليارد برابر نور خورشيد ميباشد و لذا بدون اينكه دچار اغراق بشويم مي توانيم بگوئيم كه خورشيد ما در قبال يك كوآزر چون يك چراغ خاموش است و براي اينكه ده هزار ميليارد برابر خورشيد بهتر در نظر مجسم شود مي توانيم عدد ( يك ) را بنويسيم و طرف راست آن شانزده صفر بگذاريم .

نظريه حضرت امام جعفرصادق(عليه السلام)راجع به قدرت هسته اي

يكي از نظريه هاي بديع حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام) اين است كه هر چه موجوديت ذاتي دارد غير از خداوند ، داراي ضد خود مي باشد اما بين ضدين تصادم بوجود نمي آيد و اگر تصادم بوجود بيابد ، بعيد نيست جهان ويران شود .
اين نظريه ، خلاصه نظريه ماده و ضد ماده امروزي است که ما در يکي از صفحات گذشته باختصار راجع به آن صحبت کرديم و اينك به مناسبت بحث در مورد نظريه حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام) بيشتر راجع به آن صحبت ميكنيم و ميگوئيم از مرحله تئوري گذشته و وارد مرحله عملي شده و بتدريج دانشمندان در كشورهاي مختلف ضد ماده عناصر را كشف مي نمايند .
تفاوت ماده با ضد ماده اين است كه در اتم هاي ماده ( عناصرمعمولي ) بار الكتريكي ( الكترون ) منفي است و بار الكتريكي ( پروتون ) در هسته اتم، مثبت . اما در ضد ماده بار الكتريكي ( الكترون ) مثبت است و بار الكتريكي ( پروتون ) در هسته اتم منفي .
هنوز كسي آزمايش نكرده كه هر گاه اتم هاي ماده با اتم هاي ضد ماده تصادم كند و انفجار بوجود بيايد چه خواهد شد .
هر چه راجع به اين انفجار گفته ميشود جنبه تئوري دارد و شبيه است به آنچه راجع به انفجار ( يا تفكيك ) اتمهاي اورانيوم قبل از تابستان سال 1944 ميلادي مي گفتند كه هنوز آمريكا اولين بمب اتمي را در خود آن كشور آزمايش نكرده بود .
در آن موقع مي گفتند آزمايش بمب اتمي ممكن است تفكيك زنجيري بوجود بياورد و تمام عناصر كه در كره زمين هست تفكيك شود اما آن طور نشد و بعد از آن هم تا امروز با اين كه بدفعات بمبهاي اتمي و هيدروژني را منفجر كرده اند ، عناصر در كره خاك منفجره نشده است .
اما بين انفجار بمب اتمي با انفجار ناشي از تصادم ماده و ضد ماده فرق وجود دارد .
چون وقتي يك بمب اتمي يا هيدروژني منفجر ميشود ، قسمتي كم از ماده مبدل به انرژي ميگردد و قسمت زياد ماده عاطل ميماند يعني مبدل به انرژي نميشود .
همه مي دانند كه قانون تبديل ماده به انرژي كه ( انشتين ) كشف كرد اين است : ( انرژي مساوي است با جرم ضرب در مجذور سرعت سير نور ) .
طبق اين قانون اگر تمام آنچه در يك بمب اتمي يا يك بمب هيدروژني هست مبدل به انرژي بشود نيروي زياد بوجود مي آيد و ( ژول ) دانشمند فيزيكي انگلستان كه اسمش روي يكي از مقياسهاي برق گذاشته شده و در قرن نوزدهم ميلادي ميزيست ميگفت : كه اگر يك كيلوگرم از ماده بطور كامل مبدل به انرژي شود و في المثل دود و خاكستر از آن بوجود نيايد ، جهان محو خواهد شد .
اما انشتين دانشمند فيزيكي قرن بيستم با كشف قانون تبديل ماده به انرژي نشان داد که اين طور نيست و هر گاه يک کيلو گرم از ماده بطور کامل مبدل به انرژي شود جهان نابود نمي گردد .
ولي تا امروز نوع بشر نتوانسته كه حتي بوسيله بمب هاي اتمي و هيدروژني ماده را بطور كامل مبدل به انرژي كند .
 
 

نگاهی گذرا

از ولادت تا شهادت

سیره امام

پرتوئي از نور

داستانهائی از زندگانی

عالم آل محمد(ص)

در نگاه دیگران

از دیدگاه امام

 

 

اصل و نسب امام صادق (ع)
دوران قبل از امامت امام صادق (ع)
ولادت امام صادق (ع)
دوران امامت امام صادق (ع) دوران کودکي امام صادق (ع) دوران جواني امام صادق (ع) شهادت امام صادق (ع)

 

معرفی زیارتگاههای تهران

فهرست امامزادگان

جستجو از روی نقشه

 

Home | Site map | Contact Us | About Us

Copyright © 2005 - 2006. Imam Sadiq Network. All rights reserved.