سيرى در كتاب «الامـام الصـادق (عليه السلام)»
همايش امام صادق(عليه السلام )1381 هـ . ش / 1423 هـ . ق

كتاب امام صادق(عليه السلام) در دو بخش به زبان عربى در 456 صفحه توسط علامه بزرگوار شيخ محمد حسين مظفر كه از عالمان برجسته فقه و اصول و تاريخ و ادبيات در حوزه نجف اشرف به شمار مىآمد نگاشته شده است.
ايشان زندگى امام صادق را به طور مختصر از زواياى مختلف نگريسته و بررسى نموده است و به همين خاطر مؤسسه نشر اسلامى، وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم نسبت به چاپ اين كتاب ارزشمند اقدام كرده است.
همچنين توسط جناب آقاى سيد ابراهيم سيد علوى، انتشارات رسالت قلم، به فارسى ترجمه و چاپ شده است، نويسنده محمد حسين مظفر (رحمه الله) اين كتاب را به پيشگاه مقدس و مقام ارجمند اباعبدالله امام جعفر صادق(عليه السلام) تقديم كرده است، با يقين به اينكه توانايى دستيابى به شناخت قله رفيع شخصيت وى را ندارد. جز آنكه به رشته محكم ولاى او و ريسمان استوار اهل بيت و شاخه پربركت عترت تمسك كند با اميد به آنكه مقام اندكش، به منت قبول خريدارى شود.
اين كتاب از منابع مهم و معتبر در بررسى شخصيت امام صادق و ابعاد والاى آن به شمار مىآيد. در پيشگفتار اشاره مىكند از آنجا كه اطلاع از زندگانى امام صادق(عليه السلام) بستگى به شناخت ماهيت دو حكومت اموى و عباسى دارد كه امام در دوران سلطه سياسى آنان مىزيسته است و نظر به اينكه لازم است چگونگى رفتار اين دو نيروى حاكم را با امام ششم و به طور كلى با اهل بيت بازشناخته و بدانيم اهل بيت كيستند، مباحثى را در جهت دستيابى به همين شناختها را مطرح مىكنيم براى اينكه در پرتو آن بررسى و تحقيق كوتاه خواننده به اين نكته وقوف يابد كه چرا امام ششم بيشتر از امامان ديگر در رشد علوم و معارف گوناگون توفيق يافته و به تسلط و شرح آن پرداخته است؟ و چرا امام صادق بيش از امامان قبل و بعد از خود مردم را به سوى اخلاق نيكو و فضايل انسانى فرا خوانده است؟ و چرا اين امام بزرگوار دوستان و مريدان خاصش را هم از اظهار دوستى و برملا نمودن مراتب والا و حتى رفت و آمد علمى كه ماتقيهاش مىناميم باز داشته است.
در پيشگفتار خواننده بيش از آنكه تفصيل زندگانى امام را بداند اجمالى از حيات پرثمر آن پيشواى برحق و راستين در پيش رويش جلوهگر خواهد شد.
گفتار اول (اهل بيت) با اين پرسش آغاز مىشود كه اهل بيت كيانند؟ براى پاسخ به اين سئوال از آيه شريفه تطهير مدد مىجويد و اراده و خواست خداوند را برعصمت بخشى به اهل بيت استفاده مىكند و دلالت آيه و شأن نزول آن را روشن مىسازد و در طى آن به احاديث صحيحى كه از عامه و خاصه رسيده است استناد نموده است همچنين راجع به مبناى تشيع و شيعيان بحث مىكند.
گفتار بعد (بنواميه) با پرسش ديگرى مشابه پرسش پيشين آغاز مىشود و پاسخ مىدهد كه مصداق شجره ملعونه در قرآن كريم همانا بنى اميه هستند و بااستناد به قرآن و روايات رسول اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) موارد نكوهش آنان را بر مىشمارد.
سپس چكيدهاى از تاريخ قريش را به ميان مىآورد و هر آنچه بر دو برادر هاشم و عبدالشمس روى داده است را بيان مىكند و اين بحث را ادامه مىدهد تا آنجا كه نتايج ذى قيمتى را استنتاج مىكند. در نهايت نيز تأكيد مىدارد كه اين، همه بنى اميه را در بر نمى گيرد وبراى تأييد آن به آيه شريفه (يخرج الحىّ من الميّت) استناد مىكند وبدان اشاره مىكند كه از همين بنى اميه مردمانى صالح به عرصه هستى پاگذاشتهاند; و چراغ ايمان در اعماق دلشان روشن بوده است. سبك تاريخى نويسنده در اين گفتار مستند به آيات قرآن كريم، روايات مستند وسندهاى معتبر روايى وتاريخى شيعه وسنى است. سپس نويسنده، اين مطلب را بيان مىكند كه پس از عالمگير شدن ظلم وبى داد بنى اميه وايجاد دو دستگى واختلاف كامل ميان امويان، مردم كه به ستوه آمده بودند، كسى اميدى نداشت مگر به بنى هاشم; چرا كه آنانند كه صاحبان اين حق بودند. چه اين حق بواسطه قرابت با پيامبر وچه به علت داشتن فضيلت ايجاد شده باشد وچه براى وجود نصوصى بر خلافت وجانشينى آنان از سوى پيامبر اسلام.
در ميان بنى هاشم، مردان برجسته فراوانى بودند كه همگى شايسته رياست و داراى قدرت وتدبير در امور سياسى بودند. بى شك برجستهترين وشايستهترين آنان أبو عبد الله جعفر بن محمد(عليه السلام) بوده، ليكن پس از آنكه مردم از قيام وجنبش از سوى امام مأيوس شدند به ديگر بنى هاشم روى آوردند.
چيزى نگذشت كه گوى رياست وحكومت در دامان سفاح ومنصور عباسى قرار گرفت. همانان كه با بيان فضائل ومناقب على بن ابىطالب(عليه السلام) وتبليغ آن در ميان قبايل وطوايف مختلف به نوايى رسيده وتوجه مردم را جلب كرده بودند; آرى، يك حكومت فاجر و نابكار رفته بود وحكومتى جبار و ستمگر ديگر جايگزين آن شده بود.
نويسنده، رقابت ميان عباسيان وعلويان راجع به زعامت حكومت را به تصوير مىكشد وسختگيرى آنان بر اهل بيت را نشان مىدهد وخاطر نشان مى سازد كه گرچه زمانى كه عباسيان زمام امور را بدست گرفتند مردم جناياتى را كه بنى اميه بر اهل بيت وارد كرده بودند را از ياد نبرده بودند. اما بنى عباس بدون كوچكترين رحم وعطوفت به سركوبى فرزندان زهراء (عليه السلام) پرداختند با اين سؤال مطلب خود را به پايان مىرساند كه «گناه اهل بيت چه بوده است؟ چرا اين همه مصيبت وجنايت بر سر اهل بيت مىآيد!»
پاسخ اين است كه اهل بيت گناهى نداشتند مگر آنكه شايستگى و اهليت حق وجايگاه خلافت را داشتند، وچيزى جز آنكه براى خلافت
شايستگى بيشترى داشتند موجب آن نبود كه بر علويان فشار آورند.
از آنجا كه در روزگار امام صادق(عليه السلام) مذاهب ومكاتب مختلف وعقايد وآراى متفاوتى وجود داشته و جر و بحثهاى كلامى گوناگون و بدعتها و شبههها وانحرافات فكرى وعقيدتى بسيارى رواج داشته است.
مؤلف به طور اختصار، اصول مذاهب كلامى ومكتبهاى اعتقادى آن دوره را در فصل مذاهب ومكاتب خاطر نشان مىسازد. وى قايل است كه اصول و منشأ همه مذاهب و فرقههاى اسلامى چهار مذهب است: مرجئه، معتزله، شيعه و خوارج، زيرا بقيه مذاهب به يكى از اين چهار مذهب بر مىگردند.
سپس به شرح مختصر اين فرقهها مىپردازد; البته در بخش شيعه، تفكر شيعى ومختصرى از افكار وعقايد فرقهاى آن را معرفى مىكند.
پس از اين مبحث، فصل 2 (امامت ورهبرى) مطرح مىشود وسپس وى نسبت به تعريف نظريه شيعه راجع به امامت وخلافت و ويژگيهاى امام وچگونگى رابطه امت با وى مىپردازد وى همچنين استدلالهايى را براى اثبات اينكه امامت استمرار نبوت است را عنوان مىكند.
فصل سوم به معرفى شخصيت امام صادق از ديدگاه مورخان ومحدثان مىپردازد. وى ديدگاه بعضى مورخان ومحدثان طرفين امت اسلامى را در رابطه با شخصيت جامع وحيات پر بار اين امام همام مطرح مىكند و هدف از گرد آورى اين اسناد را آن مىداند كه اجمالا معلوم شود برخى نويسندگان غرض ورز يا ناآگاه چگونه وقتى امام و شخصيت ملكوتى او را با عينك ماديت صرف نگريستهاند; دچار لغزشهاى غير قابل گذشت شدهاند. سپس اذعان مىدارد كه اين نقطه نظرها، به منزله قطرهاى است از درياى بى كران فضايل امام صادق (عليه السلام).
در فصل بعد با ذكر معاصر بودن امام(عليه السلام) با دو حكومت مروانى و عباسى كه كلاً با شريعت اسلام و بنيانگذار آن، يعنى پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) به نبرد برخاسته بودند، وضعيت آن دوران را شرح مىدهد و موضع حضرت را كه نظارهگر اين درگيرى ميان دين وحكومتها بود تبيين مىنمايد.
حيات امام در اين دوران بحرانى آن بود كه به نشر فرهنگ، علوم ومعارف پرداخت و در پوشش تقيه يعنى، «تلاش پنهانى براى سازندگى» با گسترش تعاليم اسلام به شريعت الهى خدمت كرد.
نويسنده ادله چهارگانه «تقيه» را بر مىشمرد وتاريخ تقيه وتوجيهات آن وهمچنين تأثيرات تقيه در خدمت دين را بيان مىكند و مىافزايد با توجه به سروسامان يافتن شيعه و چاپ كتابهاى شيعه در زمينه علوم و فنون مختلف و در اختيار همگان قرار گرفتن آنها، ديگر از هيچ كس پذيرفته نيست بگويد: مذهب اماميه باطنى است و شيعيان با پوشش تقيه زندگى مىكنند.
در فصل «امام صادق (عليه السلام) و گرفتاريها و سختيها، نويسنده راجع به ابتلائات و گرفتاريهايى كه امام صادق عليه السلام با آنها مواجه مىشدند سخن گفته است. وى در اين فصل بد رفتارىها و سخنهاى ناروايى كه نسبت به امام روا شده است را در طى بيان چند صحنه عنوان مىكند.
سپس تحليلى از برخوردهاى امام با منصور عباسى وكار گزارانش ارائه مىدهد.
در فصل بعد جريان جلب امام صادق(عليه السلام) از مدينه به عراق در جهت سياست ايجاد رعب و وحشت را بيان مىكند. آنان بر آن بودند كه مردم وشيعيان را از بركت وجود امام محروم كنند وليكن رو به جفا رفتند. چرا كه جمال و زيبائى، جانهاى پاك وشيفته را به بند مىكشد ونيز اشاره مىكند كه در اين دوره بود كه حضرت قبر مطهر امير مؤمنان على(عليه السلام) را آشكار كردند. پس از آن، زندگانى علمى امام صادق(عليه السلام) در چند گفتار بررسى مىشود.
علم لدنى امام، حوزه علمى، آموزشهاى امام به شاگردانش، احاديث روايت شده ايشان، فقه، اخلاق، تفسير وعلم كلام وپس از اين بررسى به اين مبحث كه چرا وچگونه مكتب تشيع، جعفرى ناميده شد؟ منتقل مىشود كه: مؤلف در فصل بحثها ومناظرات امام صادق (عليه السلام) بياناتى قاطع ورسا را به تصوير مىكشد كه طى آنها حقى را آشكار ساخته است سپس با اعتماد به اينكه روش زندگى هر انسانى روشنگر نيات ومقاصد و افشاگر رازها واسرار درونى و قلبى اوست و نيات و مقاصد و اسرار و رازهاى دل او هم در لا بلاى رفتار وكردارش منعكس است، تلاش مىكند، سيره وروش امام را ترسيم كند. همو كه زندگيش در زمينههاى اصلاحى وارشادى سراسر جهاد وكوشش است.
پس از بحث مفصلى در سيره امام با آخرين فصل كه راجع به كرامات امام صادق است، بخش اول كتاب را به پايان مىبرد; پس از آنكه فهرست بخش اول را مىآورد بخش دوم را آغاز مىكند فصل اول آن گزيدهاى از بيانات امام صادق(عليه السلام) است.
اين گزيده به چهار قسمت تقسيم مىشود: خطابهها و سخنرانيهاى امام، موعظههاى ايشان، وصيتها وحكمتها وسپس فصلى با عنوان «ولادت وشهادت امام» را در پى مىآورد وبعد از آن به معرفى فرزندان امام مىپردازد. پس از آن «راويان امام از بزرگان اهل سنت» ونيز راويان مورد اعتماد از شيعه را نام مىبرد و در آخر به ذكر موالى امام مىپردازد وبا فهرست بخش دوم كتاب را به پايان مىبرد و در آخر، پوزش خود را ياد آور مىشود از آن رو كه چه بسا نگاشته وى براى آشكار ساختن ابعاد شخصيت آن بزرگوار كفايت نكند و در نهايت از خواننده، تقاضا مىكند وى را در جريان پيشنهادات وانتقادات سازنده خود قرار دهد.
كتاب به فهرست آيات، نامهاى اشخاص واماكن وروزها وهمچنين كتاب وكتب ورسالهها واحاديث واشعار عربى، آراسته شده ومجموعهاى غنى را فراهم آورده است.
اين نكته قابل ذكر است كه متأسفانه در اصل عربى كتاب فصل بندى صورت نگرفته است ومترجم نسبت به فصل بندى كتاب اقدام نموده است كه با ترتيب مطالب كتاب در برخى جاها يكسان نيست وهمچنين دو بخش را در يك بخش تنظيم كرده است. اين اشكال وارد است كه مبادرت به اين كار در مقدمه مترجم آورده شده است. در اين مقاله ما ترتيبات اصل كتاب را كه به زبان عربى است در نظر گرفتهايم.
اميد است كه اين دستنوشته قبول پيشگاه رئيس مكتب جعفرى قرار گرفته باشد.
التماس دعا


حسن فرطوسى ، مرحوم علامه محمد حسين مظفر

 
 

نگاهی گذرا

از ولادت تا شهادت

سیره امام

پرتوئي از نور

داستانهائی از زندگانی

عالم آل محمد(ص)

در نگاه دیگران

از دیدگاه امام

 

 

اصل و نسب امام صادق (ع)
دوران قبل از امامت امام صادق (ع)
ولادت امام صادق (ع)
دوران امامت امام صادق (ع) دوران کودکي امام صادق (ع) دوران جواني امام صادق (ع) شهادت امام صادق (ع)

 

معرفی زیارتگاههای تهران

فهرست امامزادگان

جستجو از روی نقشه

 

Home | Site map | Contact Us | About Us

Copyright © 2005 - 2006. Imam Sadiq Network. All rights reserved.