اهل بيت و امام جعفر صادق(عليه السلام)از نگاه مذاهب اهل سنت

مقدمه مهر اهل بيت در ميان كُردان شافعى مذهب حضرت امام جعفر صادق ع


مقدمه

قبله سودازدگان، ابروى سرمه ساى تو

قبله نماى عاشقان غمزه غم زداى تو

گلبن روضه خبان، خار به ديده آيدم

گر زندم اشارتى نرگس دلرباى تو

زاهد زهد پيشه را حور و قصور زانكه من

از همه بيگانه شدم تا شدم آشناى تو

سايه آستانهات مايه فخر و آبروست

اى كه هماى آسمان پر زده در هواى تو

در دو جهان اهل دلى نيست كه در طريق عشق

پا ننهد به راه تو، سر ندهد براى تو

دل ندهم به هفت در، پا ننهم به هشت در

طالع اگر مدد كند، يك نفسم لقاى تو

يك شب قدر از آن سبب به زهزار ماه شد

طوق غلامى ستد از سلسه دوتاى تو

ملك سليمان به نظر پاى ملخ نمايدم

گر شودم نقش نگين نقطهاى از ولاى تو

شد زر ناب قلبم از پرتو كيمياى تو

پى سپر شافعيام سخره زور و زر نيام

روى تمناى من و دست گره گشاى تو

رشته زندگانىام صد گره است و يك اميد

امام مسلم از يزيد بن حيان روايت كرده كه گفت: من و حصين بن سبره و عمرو بن مسلم به نزد زيد بن ارقم رفتيم. هنگامى كه نشستيم، حصين به او گفت: به درستى كه اى زيد خير زيادى به دست آوردى. رسول خدا را ديدى و سخنان وى را شنيدى و با او جهاد نمودى. پشت سر آن حضرت نماز گزاردى. بدون ترديد اين خير زيادى است كه نصيبت گرديده. براى ما آنچه از رسول خدا شنيدى، بازگوى.
گفت: اى پسر برادرم! روزى رسول خدا در كنار آبى به نام خم كه در ميان مكه و مدينه قرار دارد، ايستادند تا براى ما خطبه بخوانند. ايشان پس از ستايش خداوند، اندرزهايى ايراد نمودند و سپس فرمودند: اما بعد اى مردم! جز اين نيست كه من بشرى هستم. زود است كه فرستاده پروردگارم در رسد و من دعوت او را اجابت كنم (كنايه از وفات) و من در ميان شما دو چيز گرانبها را باقى گذاشتهام، اول كتاب خداوند كه در آن هدايت و نور است. به اين كتاب تمسك جوييد و بدان چنگ زنيد و دوم اهل بيت من، شما را به ياد خدا مىاندازند. حصين از وى پرسيد: اهل بيت آن حضرت كيست اى زيد؟ آيا زنان ايشان از اهل بيت نيستند؟ گفت: زنان آن حضرت از اهل بيت ايشاناند وليك اهل بيت ايشان آنانى هستند كه بعد از رسول خدا صدقه بر آنها حرام گشته است. گفت: آنها چه كسانى هستند ؟! گفت: آنان فرزندان علىاند.
امام فخر رازى، مفسر و دانشمند نامدار جهان اسلام، در ذيل آيه 23 سوره شورى كه خداوند به پيامبرش مىفرمايد: بگو اى محمد من از شما در برابر دعوتم، چيزى نمىطلبم جز دوستى نزديكانم. به نقل از علامه جاراللّه زمخشرى، مىنويسد: پيامبر اسلام در مورد اهميت اهلبيت و نزديكان خود فرمودند: هر كس با دوستى آل محمد بميرد، به درستى كه شهيد مرده است. بدان هر آنكه بر دوستى آل محمد بميرد، در حالى مرده كه گناهانش آمرزيده شده. بدان هر آنكه بر محبت آل محمد بميرد، در حالى مرده است كه توبهاش پذيرفته شده. بدان هر آنكه بر محبت آل محمد بميرد، مؤمن كامل الايمان از دنيا رفته است. بدان هر آنكه بر محبت آلمحمد بميرد، نخست فرشته مرگ و سپس نكير و منكر وى را مژده بهشت مىدهند. بدان هر آنكه بر محبت آل محمد بميرد، او را همان گونه به سوى بهشت مىبرند كه عروس را به خانه بخت مىبرند. بدان هر آنكه بر محبت آل محمد بميرد، به درستى كه بر خط سنت و جماعت مرده است. بدان هر آنكه بر محبت آل محمد بميرد، خداوند قبرش را مزار فرشتگان رحمت قرار دهد. بدان هر آنكه آل محمد بميرد، روز قيامت در حالى مىآيد كه در ميان دو چشمش نوشته است: نا اميد از رحمت خداوند. بدان هر آنكه بر بغض آل محمد بميرد، كافر مرده است. بدان هر آنكه بر بغض آل محمد بميرد، بويى از بهشت به مشامش نخواهد رسيد.
در مناقب و اوصاف اهل بيت، احاديث زيادى در كتب اهل سنت ذكر شده، از جمله:
رسول اكرم (صلّي الله عليه وآله) فرمود:
«خداوند را به پاس نعمتهايش، و من را به خاطر دوستى خداوند و اهلبيتم را به خاطر دوستى من، دوست بداريد.»
ابوبكر خليفه اول:
«حرمت پيامبر را در اهل بيت آن حضرت حفظ و نگهدارى نماييد.»
خليفه دوم عمربن خطاب:
«خوش به حالت اى فرزند ابوطالب كه صبح و شام مىنمايى در حالى كه مولاى هر مرد و زن مسلمانى.»
و نيز:«من هيچ مرد و زنى را سراغ ندارم كه در نزد پيامبر محبوبتر از على (رضي الله عنه)و همسر وى باشد.»

مهر اهل بيت در ميان كُردان شافعى مذهب

90 % جمعيت كرد در كشورهاى مختلف مسلمان شافعى مذهب هستند كه ارادت زيادى به اهل بيت دارند.
در ادب كُردى، بخصوص در فولكلور كردى، اشعار و ابيات زيادى يافت مىشود كه نشان از ارادت قلبى كردان به اهل بيت دارد.
از مهمترين عامل درونى و ساختارى در مجموعه اعتقادات مذهبى اهل سنت مسلمان شافعى مذهب كرد، همانا ارادت سر مذهب شافعى، حضرت امام شافعى نسبت به اهل بيت پيامبر(صلّي الله عليه وآله) است. سرودههاى زيادى از امام شافعى به يادگار مانده در نعت و مناقب اهلبيت(عليه السلام)، از جمله:
«يا آل بيت رسول الله حبكم فرض من الله فى القرآن انزله.»
اى خاندان پيامبر ! محبت شما طبق دستورى كه در قرآن آمده، بر ما واجب است.
«يكفيكم من عظيم الفخر انكم من لم يصل عليكم لا صلاة له»
همين افتخار شما را بس كه اگر كسى بر شما درود نفرستد، نمازش باطل است.
«اذا فى مجلس ذكروا علياً***و سبطيه و فاطمة الزكية
وقال: تجاوزوا ياقوم هذا***فهذا من حديث الرافضيه
برئت الى المهيمن من اناس***يرون الرفض حب الفاطمية»
هرگاه در مجلسى از على و دو فرزندش و فاطمه پاك ياد كنيم، گفته شود اى مردم، از اين فرد دورى كنيد. چون اين سخن رافضيان است! من از دست مردمى كه محبت فاطمه و فرزندان او را رافضيت مىدانند، به خدا پناه مىبرم!
مهمترين عامل برونى مودت اهل بيت در فرهنگ اهل سنت كرد، مهاجرت تاريخى امام زادگان و سلاله اهل بيت (عليه السلام) به سرزمين كردستان و اقامت در مناطقى همچون اورامان و نقاطى از كردستان اردلان است.
در عهد خلفاى اموى و عباسى، بر اثر جور و تعدى حكام و ظلمه آن عصر، تنى چند از امام زادگان مجبور به ترك شهر و ديار خويش گرديدند و از اين رو، به سوى ديگر بلاد اسلامى رهسپار گشتند. از جمله تنى چند از فرزندان امام موسى كاظم (عليه السلام) از عراق به ايران شتافتند تا به اورامان كردستان رسيدند، اما به علت صعب العبور بودن راهها و امن بودن آنجا از هجوم لشكريان خليفه و ماموران و حكام وابسته به آنها، در همين منطقه رحل اقامت افكندند و به جهت برخوردارى از فضايل و مناقب و جاذبههاى معنوى، توجه مردم اين نواحى را به سوى خويش جلب كردند. بدين سان بركات وجودى انفاس قدسى فرزندان امام هفتم به اطراف و اكناف گسترش يافت در حدى كه به قرابتهاى سببى منجر شد. از اين رو مىتوان نتيجه گرفت كه خاندان هاى سادات حسنى و حسينى كردستان، غالباً مولود همين رويداد تاريخى هستند.
درك مظلوميت اين خاندان از سوى اهل سنت، از ديگر مواردى است كه باعث عشق ورزى مردم اين ديار به اهل بيت پيامبر (صلّي الله عليه وآله) شدهاست. از طليعه اسلام تا كنون، خاندان اهل بيت همواره مورد بىمهرى خلفاى اموى و عباسى و ديگر فرمانروايان و حاكمان سرزمينهاى مسلمان نشين قرار گرفتهاند. از آن جايى كه مردم كرد نيز، خود يكى از اقوام مظلوم تاريخ خاورميانه هستند، و پيوسته بر اثر سيطره و جور و جفاى سلاطين و حكمرانان تابع آنها، مورد ستم واقع شدهاند، هرگز از جباران حمايت نكرده و مظلوم را يارى كرده و به او پناه دادهاند.
پيامبر بزرگوار اسلام، در شان دخت گرامى خود حضرت فاطمه (عليه السلام)كه گاهى او را ام ابيها خطاب مىكرد، فرمودند: «دخترم حضرت فاطمه پاره تن من است، هركس او را اذيت و آزار دهد، مرا اذيت و آزار داده.»
و در يك حديث مفصل، خطاب به فاطمه (عليه السلام) فرمودند: «آيا خشنود و راضى نيستى سيده همه زنان عالم به جز مريم يا سيده زنان مسلمان باشيد يا سيده زنان امت من، يا سيده زنان اهل بهشت .»[10]
در حديثى ديگر آمده است: رسول گرامى فرمودند: دو چيز گرانبها و سنگين را در ميان شما به جا گذاشتم، اگر به آنها چنگ زنيد و تمسك كنيد، هرگز گم نخواهيد شد. يكى از آنها از ديگرى بزرگتر است; كتاب الله كه حبل المتين كشيده از آسمان به زمين است و ديگرى عترت و خانواده من و اين دو شىء گران بها و ارزشمند از يكديگر جدا نخواهند شد و با هم هستند تا روز قيامت در سر حوض كوثر. توجه داشته باشيد كه بعد از من نسبت به اين دو شىء قيمتى چه موضعى داريد. اين مقام و فضيلت الهى را كسى منكر نيست، مگر حاسدان و زنديقان دين.
بر اساس احاديث ديگرى، مجد و بزرگوارى آل بيت اطهار (عليه السلام) و خاندان شريف رسول گرامى اسلام (صلّي الله عليه وآله) به صراحت بيان شده است و به ما مسلمانان تذكر داده شده كه اين وارثان حقيقى رسول خدا را مورد احترام و تمجيد قرار دهيم و هميشه بر آنها درود بفرستيم و به نداى قرآنى لبيك گوييم.
در ميان عرفا و شاعران اهل سنت نيز، اشعار زيادى در نعت اهلبيت (عليه السلام) در دواوين شعرى درج شده. حضرت شيخ عبدالقادر (رضي الله عنه)، رئيس طريقت قادريه، متولد 470 هجرى و متوفى 561 كه از اولاد امام حسن مجتبى (عليه السلام) مىباشد، ضمن اظهار محبت نسبت به اهل بيت، اشعارى را تحت عنوان «من محمدىام » سروده است:
«غلام حلقه به گوش رسولساداتم***زهى نجات نمودن حبيب آياتم
كفايت است زروح رسول و اولادش***هميشه در دو جهان جمله مهماتم
زغير آل نبى حاجتى اگر طلبم ***روا مدار يكى از هزار حاجاتم
دلم زحب محمد پر است وآلمجيد***گواه حال من است اينهمهحكاياتم
چو ذره شود اين تنم با خاك لحد***تو بشنوى صلوات از جميع ذراتم
كمينه خادم خدا و خاندان تو ام ***ز خادمى تو دائم بود مباهاتم
سلام گويم صلوات با تو هر نفسى ***قبول كن به كرم اين سلام و صلواتم
گناه بى حد من بين تو يا رسول الله ***شفاعتى بكن، محو كن خيالاتم »
ابن حجر، ذيل آيه اول از آياتى كه در شأن اهل بيت (عليهم السلام) نازل شدهاند، مىگويد: به حجت رسيده كه پيامبر آنها را در زير عبا قرار داده و فرمود: « اللهم هولاء اهل بيتى و حامتى» و در حديث دوم: «اللهم ان هولاء آل محمد.»
رسول خدا، عبا را بر سر على (عليه السلام)، فاطمه (عليه السلام) و حسن و حسين (عليه السلام)كشيد و فرمود :«اللهم هولاء اهل بيتى.»
وقتى حضرت، عبا را بر سر آن چهار نفر كشيد، فرمود: «اللهم هولاء اهل بيتى.»
حضرت با اشاره به آن چهار نفر فرمودند: «اللهم هولاءاهل بيتى.»
مولوى تايجوزى، از شعرا و عرفا و مفسران نامى كرد، در كتاب خود مىنويسد: «خداوند سبحان به اين دليل نگذاشت تا ابراهيم (عليه السلام)، فرزند خود اسماعيل را قربانى كند، تا او باقى بماند و از سلاله پاكش، پيامبر عظيم الشأن اسلام حضرت محمد (صلّي الله عليه وآله) ظهور كند و از سلاله پيامبر مكرم نيز امام حسين (عليه السلام) به وجود آيد; تا قربانى شدن واقعى كه همان فوز عظيم شهادت است، نصيب امام حسين (عليه السلام) گردد.»

حضرت امام جعفر صادق(عليه السلام)

جعفر بن محمد بن على بن حسين بن على بن ابى طالب، لقب ايشان «صادق» و كنيه او، ابوعبدالله مىباشد. آن حضرت از سادات و بزرگان اهل بيت به شمار مىآيد و در فن حديث از جايگاه والايى برخوردار بوده است. از پدران گرامى خويش حديث روايت كرده است و ائمه اعلام حديث، مانند يحيى بن سعيد، ابن جريح، مالك بن انس، ثورى و ابن عيينه و ابو حنيفه از ايشان حديث روايت كردهاند كه اين امر نشانه تبحر و وثوق ايشان در فن حديث است.
دكتر تقى الدين ندوى مظاهرى، در كتاب خود مىنويسد: « يكى از استادان مشهور امام مالك (رضي الله عنه); حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام) است. او فرزند محمد بن على بن حسين بن على بن ابى طالب مدنى و از سادات اهل بيت و از عابدان تبع تابعين و از علما و دانشمندان مدينه به شمار مىآيد. امام مالك (رضي الله عنه) حديث را از محضر وى آموخت و در كتابش (الموطأ)، 9 حديث از او روايت كرد. كه پنج حديث از آنها متصلاند و اصل آنها يك حديث است و چهار حديث ديگر منقطع مىباشد.»
روايت حديث از ايشان در كتابى چون الموطأ كه بنا به فرموده امام شافعى صحيحترين كتاب بعد از قرآن مىباشد، بيانگر علم و دانش چشمگير و گسترده آن حضرت مىباشد، از اين رو تمامى نقدكنندگان و ائمه حديث ايشان را فردى ثقه و معتمد مىدانند.
علامه ذهبى، كه از علماى برجسته علم حديث مىباشد، در كتاب تذكرة الحفاظ فى ترجمة الامام جعفر، ص891 مىنويسد: حضرت جعفر صادق فردى ثقه و مورد اعتماد است. امام بخارى به قول او احتجاج نموده و ساير ائمه حديث نيز به قول او استناد ورزيدهاند.
در كتاب كشف الغمه آمده است: قاسم، فرزند محمد بن ابىبكر، شوهر اسماء، دختر عبدالرحمن بن ابىبكر صديق مىباشد كه از آن دو همسر، دخترى به نام قريبه معروف به ام فروه، مادر حضرت امام جعفر صادق (رضي الله عنه) كه به عقيده برادران شيعه، امام ششم مىباشد متولد شد. بدين ترتيب خليفه اول حضرت ابوبكر صديق، جد هفت تن از ائمه و واجب الاحترام است، زيرا كه حضرت صادق (عليه السلام)فرمودند:
«ابوبكر (رضي الله عنه)از هر دو راه جد مادرى من است.»
شيخ فريد الدين عطار نيشابورى، در كتاب تذكره الاولياء بيش از هركس به ذكر و مناقب حضرت امام جعفر صادق پرداخته است. وى در آغاز معرفى حضرت امام جعفر مىنويسد: «آن سلطان ملت مصطفوى، آن برهان حجت نبوى، آن عامل صديق، آن عالم تحقيق، آن ميوه دل اوليا، آن جگر گوشه انبياء، آن ناقد على، آن وارث نبى، آن عارف و عاشق جعفر صادق (رضي الله عنه)...»
در همين كتاب آمده است: نقل است كه صادق از ابو حنيفه پرسيد: عاقل كيست؟ گفت: آن كه تميز كند ميان خير و شر. صادق گفت: بهائم نيز تميز توانند كرد ميان آن كه او را بزند و آن كه او را علف دهد.
ابو حنيفه گفت: نزد شما عاقل كيست؟ گفت: آن كه تميز كند ميان دو خير و دو شر تا از دو خير، خيرالخيرين اختيار كند و از دو شر، خيرالشرين برگزيند. باز مىنويسد
نقل است كه صادق روزى تنها در راهى مىرفت الله الله مىگفت. سوختهاى بر عقب او مىرفت و بر موافقت او الله الله مىگفت. صادق گفت: الله جبه ندارم. الله جامه ندارم. در آن حال جامهاى زيبا حاضر شد، جعفر در پوشيد، آن سوته پيش رفت و گفت: اى خواجه در الله گفتن با تو شريك بودم آن كهنه خود را به من داده.
صادق را خوش آمد و آن كهنه به وى داد.
در كتاب خرايج، از مفضل بن عمر روايت نموده كه گفت: در منا در خدمت امام جعفر صادق (عليه السلام) بودم كه گذرش به پيرزنى اقتاد كه با دو طفل خردسال مىگريستند و ماده گاوى به نزديك ايشان افتاده بود. آن حضرت پرسيد: اى ضعيفه چرا مىگريى؟ گفت: چون نگريم كه معاش من و اطفال من از اين گاوك بود و اكنون در كار خود حيرانم.
آن حضرت فرمود: مىخواهى گاوت زنده شود؟ ضعيفه گفت: اى بنده خدا مرا اين مصيبت بس نيست كه با ما تمسخر مىكنى ؟! فرمود: حاشا كه من از روى تمسخر بگويم. در حال لب مبارك خود را جنباند و پا بر آن گاو زد، فى الحال گاو برجست و به پا ايستاد و آن زن از خوشحالى گفت: به رب كعبه كه اين شخص عيساى پيغمبر است و آن حضرت خود را در ميان مردم انداخت و رفت كه مبادا كسى بر آن مطلع شود.
در كتابها معجزات فراوانى از آن حضرت ذكر شده است.


دكتر فاروق صفي زاده                

 
 

نگاهی گذرا

از ولادت تا شهادت

سیره امام

پرتوئي از نور

داستانهائی از زندگانی

عالم آل محمد(ص)

در نگاه دیگران

از دیدگاه امام

 

 

اصل و نسب امام صادق (ع)
دوران قبل از امامت امام صادق (ع)
ولادت امام صادق (ع)
دوران امامت امام صادق (ع) دوران کودکي امام صادق (ع) دوران جواني امام صادق (ع) شهادت امام صادق (ع)

 

معرفی زیارتگاههای تهران

فهرست امامزادگان

جستجو از روی نقشه

 

Home | Site map | Contact Us | About Us

Copyright © 2005 - 2006. Imam Sadiq Network. All rights reserved.