درايام حكومت سفاح درحيره به خدمت حضرت امام جعفرصادق(عليه السلام)رفتم. ديدم كه مردم دورآن حضرت امام جعفرصادق(عليه السلام)راگرفته اند. به نحوي كه به خدمتش رسيدن ممكن نيست ،سه روزمتوالي رفتم وهرچقدرتلاش كردم ازكثرت جمعيت نتوانستم خودرابه آن حضرت برسانم. چون روزچهارم شدمردم كم شده بودند،حضرت امام جعفرصادق(عليه السلام)مراديدونزديك طلبيد. سپس حركت كردكه به زيارت قبرحضرت اميرالمؤمنين امام علي (عليه السلام) برود. من نيزهمراه حضرت امام جعفرصادق(عليه السلام)رفتم. چون مقداري راه رفتيم . آن حضرت خودراازجاده به كناري كشيدوريگهارابادست خودپس كرد. پس ناگهان بطوراعجازانگيز آبي ظاهرشد. وايشان باآن آب براي نمازوضوگرفت. سپس برخاست ودوركعت نمازبجاي آوردودعاكرد.
