مي گويند: روزي معلي بن خنيس درحالي كه بسيارناراحت وغمگين بودخدمت حضرت امام صادق(عليه السلام)رسيد.
حضرت امام صادق(عليه السلام)به اوفرمود: اي معلي!چراناراحت هستي؟ معلي بن خنيس گفت: شنيده ام كه درعراق وبااست وبخاطر اهل وعيال خوداندوهناك مي باشم.
حضرت امام صادق(عليه السلام)فرمود: مي خواهي ايشان راببيني ؟ اوگفت: بلي
حضرت امام صادق(عليه السلام)فرمود: نزديك بيا پس دست مبارك خودرابرچشم وروي اوكشيدوازاوپرسيد: اكنون كجاهستي؟
اوگفت: خودرادرخانه خودمي بينم واين زن من است واينهافرزندان من مي باشد. معلي مي گويد: من ازخانه بيرون آمدم درحالي كه ايشان راسيرديده وبازن خودمقاربت كردم. بعد حضرت امام صادق(عليه السلام)اوراطلبيدودست برروي اوماليدوفرمود: خودرادركجا مي بيني؟
گفت: باشمادرمدينه واين منزل شمااست. حضرت امام صادق(عليه السلام)فرمود: اي معلي اسرارمارانقل نكنيدكه خودرااسيرمردم كنيد. اي معلي هركس كه احاديث صعب وسخت ماراكتمان كند. خدانوري ازميان دوچشم اوساطع مي گرداند. واورادرميان مردم عزيزمي كندوهركه افشاكند. نميردمگرآنكه دردحربه وسلاح به اوبرسدويادرزنجيروبندبميرد.. اي معلي توكشته خواهي شدبراي مرگ آماده باش. پس چندوقت بعدمعلي بن خنيس رابه داركشيدند.
حضرت امام صادق(عليه السلام)فرمود: من معلي رابه امري فرمان دادم ولي اومخالف دستورم عمل كردوخودرابه كشتن داد.
