ابو بصير مي گويد: روزي در خدمت امام جعفر صادق عليه السلام بودم . آن حضرت پاي مباركش را بر زمين زد ، ناگهان ديدم ( در بعد ملكوتي) در يائي ظاهر شد و كشتي هائي از نقره در كنار آن دريا قرار دارند.
امام صادق عليه السلام به يكي از كشتي ها سوار سوار شدند و مرا نيز سوار كردند. رفتيم تا به محلي رسيديم كه در آنجا خيمه ها ئي از نقره زده بودند.
حضرت داخل هر يك از آن خيمه ها شدند و بيرون آمدند . سپس فرمود : آن خيمه اي كه اوّل داخل شدم خيمة رسول خدا صلي الله عليه وآله بود . خيمة دوّم از آن حضرت امير المومنين عليه السلام و سوّمي خيمة حضرت زهرا عليها سلام و چهارمي مال حضرت خديجه عليها سلام و پنجمي از امام حسن عليه السلام و ششمي از حضرت امام حسين عليه السلام و هفتم از حضرت عليّ بن الحسين عليهما السلام و هشتم از پدرم و نهمي به من تعلّق دارد و هر يك از ما كه از دنيا برود خيمه اي دارد كه در آنجا ساكن مي شود.
