به نقل از کتاب صفحاتي از زندگاني امام صادق(عليه السلام)
|
|
|
هشام بن حكم
مولاي قبيله كنده وكنيه اش ابومحمدياابوالحكم وازروايان امام صادق وامام كاظم
(عليه السلام)بوده.
وچندين كتاب تأليف كرده است كه تراجم نگاران ودانشمندان رجالي به آنهااشاره
نموده اند.
هشام دردانش كلام بسيارپيشروبوده بطوريكه احدي راياراي برابري بااونبوده ودربحثهاي
وصحبتهاي بسيارروشنگربوده ،
و هرگزدچارلغزش نمي شده است.
بحثهاي اودرفنون كلامي ومباحث ايدئوژيكي شمارابه نيرومندي اودراحتجاج واستدلال
وقدرتش درسركوبي مخالفان هادي وراهنماست.
حضرت امام جعفرصادق(عليه
السلام)بسياري ازاصحاب وشاگردانش راازبحث ومناظره بامخالفان
منع مي فرمود
وجزبه تعدادكمي ازايشان اجازه بحث نمي دادوهشام دررأس كساني بودكه امام به
آنان اجازه بحث وگفتگوي علمي مي داد.
حضرت امام جعفرصادق(عليه
السلام)هشام رادرعين حاليكه بسيارجوان وكم سن وسال بود بربسياري ازاصحاب وياران وكهنسال وپيش كسوت خويش مقدم مي داشت ودرباره اش مي
فرمود:
هشام بادل،زبان ودستش مارانصرت وياري مي كند.
وبازفرمود:
هشام خواهان وجوينده حق ماپيش برنده حرف ماوتأييدوتصديق كننده ماوبه خاك مالنده
دماغ دشمن ماست
هركس ازاوپيروي كندوپاجاي پاي اوگذارد ازمااطاعت وپيروي كرده وهركس منكراوشودوباوي مخالفت ورزد،
البته بامادشمني كرده ومنكر ماشده است....
ديگرامامان اهل بيت(عليه
السلام) نيزهمانندحضرت امام جعفرصادق(عليه
السلام)ازهشام تجليل كرده اند.
امام رضا(عليه
السلام) فرموده است: اوبنده اي صالح بود.
امام جواد(عليه
السلام) فرموده است:
خداوندهشام رارحمت كند،اوچقدرازمادفاع مي كرد...
امثال اين كلمات ازائمه اهل بيت
(عليه السلام)
درشان هشام هرانسان هوشياروبيدارراازديگرتعريفهاوتمجيدهابي نيازمي سازد. واين بيانات سطح بالاازمعصومين
(عليه السلام)
موقعيت هشام رادردفاع ازحق وجنگ باباطل بروشني نشان مي دهد
وبدون شك شمشيركلام اودردفاع ازامامت مؤثرترازصدهزارشمشيرتيزبوده .
آنگونه كه هارون مي گفته است :
آري،هشام آن يگانه دانشمندي بودكه مسائل مختلف رادرموضوع امامت مي شكافت وبافكرونظر صائب مذاهب رابررسي مي نمودوهمين مكانت علمي اووقدرتش دربحث ومناظره
سبب مرگ زودرسش شد
به همين لحاظ هارون ،هشام راتحت تعقيب قراردادوقصد جان اوكرد،
هشام دچاروحشت شدوبه كوفه گريخت ودراثرهمين رعب ووحشت كه باعث پاره شدن رگ
قلبش شد درگذشت .
برخي گوينداوبه سال179 قمري وفات يافته است.
درعين حاليكه هشام دردفاع ازحق امامان معصوم(عليه
السلام) وحمايت ازحريم عقيدتي تشيع آنچنان سخت
كوش وفداكاري بود،
مع ذلك سخنان طعن آميزهم راجع به اونقل شده واين يك امرطبيعي است كه حسودان پركينه براي شكستن شخصيت اووويران كردن بناهاي اعتقادي اش بكوشند
ودرباره اش حرفهاي طعن آميزبزنندوانگهي خودامام نيزگاهي درباره اوبدمي گفت. تابدين سان وسيله دشمنان ومخالفان رامنحرف كندونقشه هاي كيدوآسيب رابراي هشام
مي كشيدند،نقش برآب سازد.
|
|
|
|
به نقل از کتاب حضرت امام صادق (عليه السلام)
|
|
|
ازبزرگان ائمه کلام وعلماي اعلام است که ذوق فلسفي او وي را ازجمله متکلمين
بزرگ ودانشمندان عالي مقام به شمار آورده است.
هشام درترويج وپيشرفت مذهب جعفري خدمات زياد وبذل مساعي بي اندازه نموده و
ازشاگردان طراز اول وبزرگ که حضرت صادق(عليه
السلام)بوده است.
اين مرد بزرگ بنا به نقل مجلسي دربحارالانوار درمجلس هارون الرشيد باعلماي
زيادي بحث ومناظره نموده و جوابهاي کافي درموضوع خلافت به هارون داده است.
اوباجماعت معتزله نيزمباحثاتي کرده ومخصوصأ دربرابر زنادقه وماديون بامباني
علمي وفلسفي به مناظره مي پرداخته وآنان را منکوب ومحکوم مي نموده است.
|
|
|
|
به نقل از پرتوي از زندگاني امام صادق (عليه السلام)
|
|
|
يکي ديگر از چهره هاي معروف وشاگردان مبرز امام صادق(عليه
السلام)هشام بن حکم کندي است.او درکوفه وواسط بزرگ شد وبه عنوان تجارت
به بغداد مي رفت وپس از مدتي دربغداد سکونت گزيد وبراي تجارت به شهرها مي رفت
ودرهمان زمان مردم راارشاد مي کرد وازحريم اهل بيت (عليه
السلام)دفاع مي نمود وبامنکران خدا به مباحثه مي پرداخت به گونه اي
که قادربه جواب گفتن نبودند وازاين راه عده زيادي رابه توحيد ويکتاپرستي کشانيد.
هنگامي که هشام درکوفه زندگي مي کرد،کوفه پايگاهي شده بود براي اختلاف مذاهب،علم
کلام درآنجا بشدت رواج داشت واز اطراف کوفه علماومتفکران ودانشمندان مي آمدند
ودرآنجا جلسات علمي تشکيل مي دادند و درحقيقت کوفه محل بحث ومناظره ودرگيري
بين اصحاب مذاهب مختلف بود.
عده اي براي اينکه درمباحثات خود برخصم پيروز شوند ،ازعلم کلام استفاده مي
کردند وبراي اينکه صحت عقيده ونظر خود را به طرف ثابت کنند مسلک خويش رادرست
جلوه دهند،علم کلام راوسيله قرار مي دادند.
هشام بن حکم نيز که درعلم کلام سابقه زيادي داشت،هنگام بحث ومناظره بانيرومندي
وقدرت خاصي نظريات متکلمان ديگرفرق اسلامي راکه تحت عهده بحث برمي آمد وبه
خاطر همين قدرت مناظره او بود که امام صادق(عليه السلام)به
اوفرمود:«اي هشام،توباهردوپابه زمين نمي خوري(به طوري که هيچ گونه جوابي برايت
نباشد)تابخواهي به زمين بيفتي پرواز مي کني(به محض اينکه متوجه شوي مغلوب مي
شوي،خودرانجات مي دهي)افرادي مانند توبايد بامردم سخن گويند،خودراازلغزش نگه
دار،شفاعت مادنبالش مي آيد انشاءالله»

به هرحال تشکيل اين گونه مجالس سبب شد که ازطرف حکومت وقت جان وي
به خطر بيفتد ،چون ازمناظرات قوي ومستدل اودرباره امامت و طرفداري ازعلويان
آگاه شده بودند،تاآنجا که هارون الرشيد ازفعاليت وسيع وگسترده اووبرتري وي
بربيشتر انديشمندان ورجال زمان خود مطلع شدو تصميم به کشتن اوگرفت.امايحيي
بن خالد برمکي ازاودفاع کرد ومحيط را براي او مساعد ساخت به گونه اي که نظر
هارون رانسبت به هاشم تغيير دادو هارون ازقتل وي صرف نظر کرد، گرچه هميشه کينه
هشام را دردل داشت و برخي از اوقات براثر ناراحتي زياد،اين کنيه رااظهار مي
کرد،به عنوان نمونه درمجلسي که يحيي برمکي براي مناظره دربغداد تشکيل داد ونتايج
بسيار خوبي داشت واثرزيادي درروشن شدن افکار گذاشت ورياست ونظارت آن مجلس راهشام
عهده دار بود،بحثي درباره امامت مطرح شد،هارون که خود را درگوشه اي مخفي کرده
بود،به اين بحث گوش مي داد.مناظره شدت گرفت وهشام پيروز شد ،هارون ناراحت شد
وگفت:زبان هشام را هزارشمشير برنده تراست

|
|
|
|
|
|
|