به نقل از کتاب احياگر تشيع
خطوط فکري سياسي امام صادق (عليه السلام)


مقدمه
خط حكومت وزمامداران مسلمين ازهمان زمان وفات حضرت رسول الله (صلي الله عليه وآله) ازمسيراصلي منحرف شد. ونخستين شكاف بين اسلام وعمل اسلامي ازهمانجا آغازشدواين مسأله اي است كه نيازبه بحثي چندان پردامنه ندارد.
ومرحوم علامه اميني وشرف الدين وديگران ديان زمينه بررسيهائي انجام دادندكه شعي شان نزدخداوند مشكورباد. شايد درعصرابوبكرمي شدشباهتي بين اين خط حكومتي وآنچه كه درزمان پيامبر(صلي الله عليه وآله) مي گذشت پيداكرد.
امااززمان عمراين شباهت كم رنگ ودرعصرعثمان كاملاً بيرنگ شده بود.
امام علي (عليه السلام) باكوشش وتلاش خودكوشيد .
كه اين جريان منحرف شده ازبستررادوباره به جوي برگرداند ولي آنچنان كه بايد دراين راه توفيقي نيافت.
كودتاي معاويه عليه امام علي (عليه السلام) وامام مجتبي(عليه السلام) حكومت راصرفاً درقالب سلطنت قرارداد. وحتي برخي ازصاحب منصبان برمعاويه وديگران به اسم سلطان سلام مي دادند.
واين رسم هم چنان ادامه داشت تاعصرعباسيان كه مدعي شدند.
مي خواهند خلافت اسلامي رادرخط خوداندازند .
ومتأسفانه آنهاهم پس ازچندصباحي بهمان راه وطريقه اي افتادند كه بني اميه بودند.
وشايدهم ازجهاتي ازآنها بدترونانجيبانه ترعمل كردند.


عصرامام صادق(عليه السلام)

اينك عصرامامت امام صادق(عليه السلام) است وفضائي ازنظر سياست تقريباُ بازدرپيش رويش گسترده شده .
امانه چندان بازوبي مانع كه امام بهراقدامي كه ميخواهد بتواند دست درازكند.
بلكه كاراورادرحدمكتب داري ودرس آموزي تلقي كرده وكمترمانع تلاش اومي شدند.
اوبه تدريس پرداخت وقرآن وسنت رابه مردم تعليم داد.
ودرآن خطوط فكري خودرادرعرصه هاي مختلف حيات اجتماعي،ازسياست واقتصادوفرهنگ و...عرضه داشت. وبه مردم تفهيم كردآنچه كه برآنان مي گذرداگرچه به نام اسلام است ولي اسلام ازآن دوروبركناراست.
اوبيان خطوط فكري خوددرعرصه سياست به مردم نشان دادكه زمامداران بحق ودرمسيرحق نيستند.
وصفات وشرايط لازم رادراين زمينه واجدنيستند ومسأله تبعيت ازحاكم مشروط وخدمت به دستگاه وهمراهي باآن تحت ضوابطي است.
ومادراين قسمت به نمونه هائي ازاين خطوط اشاره خواهيم كرد.


صفات حاكم

اومعتقدبوددرخط فكري اسلام هركسي حق ندارد.
درمسندحكمراني بنشيندوبرمردم حكم براند.
حاكم بايد فردي :
دانا، مدير، صاحب رأي، آشناي به اسلام، وآگاه ازتعاليم وضوابط آن باشد.
وبهترين آنهاكساني هستند كه واجد سه صفت عمده مهربخشش وجودوسخايند.
ودرمسيرحكومت دراين سه نبايدكوتاهي كنند.
آنكس كه بروي مردم شمشير بكشد وآنان رابه سوي خوددعوت كند.
نمي توانددرپست حكومت باشد.
وهم درصورتي كه درميان مسلمين كسي وجودداشته باشد.
كه ازاوداناتروبه مصالح خلق آشناتراست .
وبايد زمام حكومت رادردست گيرد،وگرنه متكلف وگمراه است.
زمامداري كه به قدرت رسيده بايد خداترس باشد.
بداندكه مردم ضعيفند وبايد باگذشت وناديده گرفتن بدهي هاي شان باآنان مواجه گردد.
حاكم بايد عادل باشد بامردم همنوائي وعدالت داشته باشد.
ازظلم وجوربپرهيزد.
مردم دربرابرحاكم ستمكاروظيفه دارند بنحوي خودراازستم برهانند.
ومنظلم شدن دررديف ظالم بودن است.
ومي فرمود: بدانيد مظلوم ازظالم بيشتر مي ستايدتاظالم ازمظلوم.
وحكومت ممكن است باكفرتداوم يابدولي باظلم تداوم نخواهديافت.
اومي فرمود:اين نشان خامي وكم تجربگي كه آدمي طالب رياست باشد.
تنها برگزيدگان وشايستگان امتند.
كه حق دارند خودرادرمسيرزمامداري قراردهند.
افرادحق ندارند ازراه فريب واغفال وخدعه ونيرنگ ديگران رابه سوي خودبخوانندوآنها راتحت تابعيت خوددرآورند.


پايگاه مردمي حاكم

ازنظرامام صادق(عليه السلام) حاكم بايدبرخوردارازپايگاه مردمي باشد وبرقلب وجان مردم حكومت كند.
واين شدني نيست مگرآنگاه كه امرحكومت بايك وظيفه الهي تلقي گرده ودرحل ورفع مشكلات مردم باآنهاهمگامي كند.
حاكم خوب وكيل مردم است به نمايندگي ازمدرم كارهاي شان راسروسامان مي دهد.
به كارگرداني امورشان مي پردازد.
هرگزخودرابرتر وفرازترازمردم تصورنمي كند
وخودرامالك وآقاي مردم بحساب نمي آورد.
اوبايددرميان مردم وبامردم باشدوسدي درسرراه اوومردم قراربگيرد.
وبراي اومانعي درهمگامي بامردم ايجادنكند.
سراپرده داري ،برخ كشيدن قدرت خود،اسلحه داري وارعاب مردم درشان حاكم نيست.
اوبرخاسته ازميان مردم وبامردم است.
چون آنهامي خوردوچون آنهاپوشد.
وچون آنهازندگي دارد.
وحتي آنكس كه دررأس هرم حكومت است سعي داردخودرادرمعيشت وخط زندگي جزواضعف مردم قراردهد.
درغيراين صورت نه تنها ازپشتيباني مردم برخوردارنيست .
بلكه ازنظرحيازت حكومت غاصب است.


شرط تبعيت

زمامداري مردم نوعي رابطه قراردادي بين حاكم ومردم است.
قدرت زمامدارنشأت گرفته ازمردم است.
ومردم بشرطي وظيفه تبعيت دارندكه اين قدرت درراه رشد وسازندگي آنها پيشبرداهداف ومقاصداجتماعي والهي به كاررود.
وآنگاه كه سوءاستفاده ازقدرت پديدآيد حاكم ازسوي خدامردم معزول است.

دولت اسلامي سه ركن دارد: ارتش ، دادگستري، نيروي اجرائي. واين هرسه بايد درراه خداوبراي خداباشد.
ودولت اسلامي برمبناي سه اصل كارمي كند.
بازداشتن قدرت خداازصدمه رساني برمردم حل مسائل مردم براساس حق وعدل ومديريت وكارگرداني امورمردم براساس قرآن وسنت.
ازناگواري هاي جوامع : وجودسلطان ظالم، همسايه بد، وهمسربي شرم. است كه درچنين صورت حق تبعيت ازستمكاران نيست .
اومي فرمود:
ازفسادهاي دستگاه سلطنت اين است كه دفترداران آنها افرادي پست وگردنكش باشند.
اوتنهاتبعيت ازحاكم عادل رامجازواحترام اوراواجب مي شناخت ومي فرمود:
آنكس كه عدالت ندارددرخوراحترام نيست.
اومي فرمود:
هرقوم ودسته اي ازهروضع وشرايطي كه باشند ازسه گروه بي نيازنيستند:
ازدانشمندي پارسا،ازفرمانروائي خيرخواه،ازطبيبي حاذق .
واگرجامعه اي ازاين سه گروه رافاقدباشد زندگي ردآن بيهوده است.


همكاري بازمامداران

اوهم چنان ملازمت ومعاونت باحكام رامشروط ومفيد مي دانست .
مي فرمود:
مردم حق ندارند باواليان جوروستم تعاون وهمكاري داشته باشند .
وكاروكسب ومعاشرت باآنان راتحريم كرد.
وهمكاري باآنان رانوعي مي راندن حق ازاحياءباطل مي دانست.
ازنظرامام صادق(عليه السلام) فقهانبايدباسلاطين ستمكارهمراه باشند.
ومي فرمود:
اگرديديدفقهابه سلاطين متكي شده اند وبه آنها تمسك جسته اند آنهارامتهم كنيد.
اَلفُقَهاءُ اُمَناءُ الرُّسُلِ ،فَاَِذارَأيتُمُ الفُقَهاء قَدرَكَنُوااِليَ سَلاطينَ فَاتَّهَوُهُم
وهم مي فرمود:
آنكس كه ظالمي رااعانت كند.
همچنان درخشم وغضب خداونداست تاازكمك اودست بكشد.
نظراواين بودكه كفاره خدمت به شاهان برآوردن نيازمستمندان است .
ومردم راازمجالست وهمنشيني باآنهاكه خودراشاهان مي خواندندپرهيزمي دادوزيراآنان راميزد. اِيَّاكَ وَمُجالِسَةَ المُلُوكِ.


 
 

نگاهی گذرا

از ولادت تا شهادت

سیره امام

پرتوئي از نور

داستانهائی از زندگانی

عالم آل محمد(ص)

در نگاه دیگران

از دیدگاه امام

 

 

اصل و نسب امام صادق (ع)
دوران قبل از امامت امام صادق (ع)
ولادت امام صادق (ع)
دوران امامت امام صادق (ع) دوران کودکي امام صادق (ع) دوران جواني امام صادق (ع) شهادت امام صادق (ع)

 

معرفی زیارتگاههای تهران

فهرست امامزادگان

جستجو از روی نقشه

 

Home | Site map | Contact Us | About Us

Copyright © 2005 - 2006. Imam Sadiq Network. All rights reserved.