جو سياسي زمان امام صادق(عليه السلام)
|
|
|
|
زمامداران زمان امامت او
عصرزندگي وامامت امام صادق(عليه السلام) دردوران دوگروه اززمامداران وحكمرانان گذشت.
دوران حكومت امويان،ودوران زمامداري بني عباس ،دردوران اول براي امام صادق(عليه السلام) آرامش نسبي وجودداشت ولي دردوران عباسي بويژه عصرمنصوردشواري هائي .
دردوران اموي مملكت بهم ريخته وآشفته ودرجريان امور،آشوب وانقلاب بود.
كه ناشي ازضعف وسستي آنهاست واين امردرجريان تداوم خودبه انحلال واضمحلال بني اميه انجاميد.
اودردوران امامت خودباپنج تن ازحكام نبي اميه معاصربودكه هريك ازسياهكاران تاريخ بشريت بودند.
آنهاستمگران وطاغوتياني بودند كه برمردم سخت مي گرفتند وظلمت وبحراني سخت رابرانسانها تحميل مي كردند.
كارامام دراين عصر دشواري وازسوي ديگرزمينه سازرشد جامعه اسلامي وبراي امام فرصتي بودبراي احياي دين وسنت.
امازمامداراني كه درعصر امام به حكمراني اشتغال داشتند عبارت بودند از:
هشام عبدالملك
- وليدبن يزيد
- يزيدبن وليد
- ابراهيم بن وليد
- مروان حمار
|
|
|
|
|
|
|
|
سختگيري ها و خشونت
جو سياسي درعصر بني اميه ، وبعدها توسط بني عباس جو فشار،خشونت واعمال زور وقدرت است، آنها رامنطقي وسخن مستدلي نبود که درسايه آن بتوانند حرف خود را به کرسي بنشانند واز سوي ديگر آنان راحلم ومدارائي نبود تابا مردم کنار آيند.
درعصر بني اميه ، وبني عباس خون بهائي نداشتند وزمامداران براي جان و مال وآبروي مردم ارزش واحترامي قائل نبودند.واليان در گوشه وکنار کشور اسلامي آزادانه وبي پروا ستم مي کردند ومال وجان ورعيت رابه بازي مي گرفتند آنها شيوه هاي خاصي را براي نابودي مردم طراحي کردند ، که دراسلام مطلقاٌ ممنوع بود،و در جاهليت هم سابقه نداشت مثل زنده به گور کردن ،فردي رادرلاي ديوار درحال احداث قراردادن واو را درآن کشتن ، دست وپا بريدن واو را به خود رها کردن تاخود جان دهد، ودرآتش سوختن و..
دوره پايان بني اميه ، وآغاز بني عباس بود.گروه اول حيات خود را روبه زوال مي ديدند وآخرين ضربه هارا برمردم وارد مي آوردند وگروه دوم تازه به حکومت رسيده وبراي استقرار خودازهيچ جنايتي وقتل وخونريزي خودداري نداشتند
|
|
|
|
|
|
|
|
فتنه ها وقيام ها
اواخردوران بني اميه است آغازروي كارآمدن بني عباس عصرفتنه است
وآشوب، ودوران بحران سياسي است ودرعين حال فرصتي براي خاندان پيامبر(صلي الله عليه وآله) درجهت نشروعقايدحقه اسلاميه.
گروهها ودستجات هركدام تحت رهبري قائدي به قيام برخاسته وحق خودراازدستگاه وازجامعه طلب مي كنند.
درلابلاي اين حركت ها جاه طلبي ها، سيادت خواهي ها زمينه رابراي مقاتله هاوانتقام جوئي هافراهم مي سازند.
جنگ ونزاع بسياراست ،اهواي گمراه كننده موجبات اتلاف نفوس وخونريزي وكشتارراازهرسوبراي مردم فراهم مي سازد.
ازسوي ديگرفلسفه هاوخطوط فكري برعقول حمله آورده وشك وريب رادرجامعه گسترش ميدهند.
عصراوعصرانقلابات ونهضت ها ست عصرظهورفتنه هاوآشوبهاست .
عصرظهورزنادقه ومنكرين خداوند است وعصر دامنه دارشدن انديشه تصوف وعصراختلاف افكارفقهي وعمل به رأي وقياس واستحسان وامام صادق(عليه السلام)گرفتاراين بحرانها.
... ادامه مطلب
|
|
|
|
|
|
|
|
دورنمايي ازاوضاع سياسي واجتماعي عصرامام صادق(عليه السلام)
درميان امامان ،عصرامام صادق(عليه السلام)منحصربه فردبوده وشرايط اجتماعي وفرهنگي حاکم برآن درزمان هيچ يک ازامامان وجود نداشته است،زيراآن دوره ازنظر سياسي دوره ضعف وتزلزل حکومت بني اميه وفزوني قدرت بني عباس بود واين دو گروه مدتي درحال کشمش ومبارزه بايکديگر بودند .
اززمان هشام بن عبدالملک تبليغات ومبارزات سياسي عباسيان آغاز گرديد ودرسال 129 هجري وارد مرحله مبارزه مسلحانه و عمليات نظامي گرديد وسرانجام درسال 132هجري به پيروزي رسيد .چون دراين مدت بني اميه روبه ضعف وسقوط مي رفتند(چنانکه دوران کوتاه حکومت خلفاي امو ي دراين زمان نشانگر اين معني است)،فرصت ايجادفشار واختناق نسبت به امام وشيعيان (مثل زمان امام سجاد(عليه السلام))رانداشتند .عباسيان نيز چون شعارطرفداري از خاندان پيامبروگرفتن انتقام خون آنان مي دادند ،فشاري ازطرف آنها مطرح نبود .ازاين رو اين دوران ،دوران آرامش وآزادي براي امام صادق(عليه السلام)وفرصت بسياري خوبي براي فعاليت علمي وفرهنگي بشمار مي رفت
|
|
|
|
|
|
|