جو فرهنگی زمان امام صادق (عليه السلام)
|
|
|
|
مکاتب فکري و مردم
عصرامام صادق(عليه السلام)عصر
توسعه نهضت علمي وفکري است تاحدي که بايد اذعان کرد چنين وضعي
تاآن تاريخ نه تنها دردنياي اسلام بلکه درهمه جوامع بي سابقه
بوده است.مردم بصورت ناگهاني وهم به صورت دست جمعي به سوي علم
ومعارف روي آوردند وکوشيدند سد وحصري که از اين بابت درجوامع
ديگر احساس مي کردند ، ...
ادامه مطلب
|
|
|
|
|
|
|
|
فرق به نام اسلام
عصرشگفت انگيزي براي امام صادق(عليه السلام)
بود. دنياي اسلام وسعت يافته وفرق گوناگون باتيپ هاوسنخ هاي مختلف
سرگرم زندگي وتلاش وفعاليت بودند. هرگروهي تابعيت يك رئيس
ورهبرراداشتندوامكان ايجادوحدت ونجات مردم ازتفرقه هاودسته بندي
هابسياركم ودشواربود. - مردم كوفه واطراف پيروامام علي (عليه السلام) و ... ادامه مطلب
|
|
|
|
|
|
|
|
شرايط خاص فرهنگي وبرخوردفرق ومذاهب
درآن زمان فرقه هايي همچون خوارج
،معتزله،مرجئه،متصوفه،زنادقه،جبريه،مشبهه،تناسخيه و...پديدآمده
بودند که هرکدام عقايد خودرا ترويج مي کردند،ازاين گذشته
درزمينه هريک ازعلوم اسلامي نيزدرميان دانشمندان آن علم،اختلاف
نظر پديد مي آمد.به طورمثال درعلم قرائت ،قرآن ،تفسير،حديث
،فقه وعلم کلام ،رياضيات،نجوم ،فلسفه و...بحثها ومناقشات زيادي
درمي گرفت وهرکس به نحوي نظرمي داد وازعقيده اي طرفداري مي کرد
،وهرگونه متاع فکري داشت به بازارعلم ودانش عرضه مي کرد،ازاين
رو تشنگي علمي عجيبي به وجود آمده بود که لازم بود امام صادق(عليه
السلام)به آن پاسخ گويد(واين نکته ردبحث مناظرات امام
صادق(عليه السلام)بخوبي روشن خواهد
شد)
دردروه حکومت امويان ازنيمه دوم سده نخست به بعد نحله
هاي فکري پديد آمد که غالباٌ مرکز آن عراق بود، زيرابعضي
شهرهاي عراق وازجمله کوفه محل برخورد عقيده هاوفکر هاي مختلف
فلسفي وديني گرديد،گويا نخستين بحثي که درگرفت ،اين بود که آيا
مردمان درکار خود مختارند يا مجبور؟وطرفداران اين دو فکر
«قدريه»و«جبريه» نام گرفتند.نشانه پيدايش اين بحث را بين
مسلمانان پس ازجنگ صفين مي بينيم کسي ازحضرت علي
(عليه السلام)پرسيد :مابه اراده خود به جنگ رفتيم يا
مجبوربدان بوديم ؟ازاين پس هرگروه درتأييد عقيده خود وسرزنش
دست مخالف به حديثهايي توسل جست .
|
|
|
|
|
|
|
|
درعرصه فرهنگ وسنت
دوران حيات امام صادق(عليه السلام)عصرجديدي
براي دنياي اسلام بود. عصري كه مردم پس ازگذراندن يك دوره سخت
وجانكاه وجوي سراسرخفقان ودوروئي ودوگوئي توانستند . نفسي
نسبتآث راحت بكشندوچشمي به جهان اطراف گشاده دارند.
نيكوببيننددردوروبرشان چه مي گذردوازحق باطل چه نشان وخبري
است.
دوگروه قدرتمند باطل برسرهم مي كوبند وباهم درگيري دارند
وامام ازاين فرصت وموقعيت استفاده كرد.
وبراي نجات اسلام وارشادمسلمين ازجاي برمي خيزد وبه
قوي ترين تلاش فرهنگي درطول تاريخ اسلام ،البته پس ازعصر
پيامبردست مي زند ودوران طلائي اسلام راآغازمي كند. دشمن سرگرم
درگيري وبندوبست سياسي خويش است ونمي داند. كه درجامعه چه مي
گذردوامام به چه اقدام مهم وازنظرآنهاخطرناك پرداخته است.
اگردشمن ازعمق فعاليت فرهنگي امام سردرمي آورد. بي شك آنرابراي
خويش فاجعه تلقي مي كرد. زيراعمل امام درواقع ازرسميت انداختن
حكومت آنهاومحكوم كردن آنهابه سقوط معنوي بود.
|
|
|
|
|
|
|
|
مذاهب غير اسلامي
ارائه تصوير وترسيم خطوطي که بني عباس براساس آن حرکت مي
کردند کاري بالنسبه سخت و دشوار است و خود دفتري جداگانه رامي طلبد
ولي آنچه را که با رعايت اختصار ودر عباراتي بس کوتاه بايد عرضه
کرد اين است که پس از تصاحب حکومت اسلامي توسط زمامداران نالايق
اسلامي آنها کاري به کاردين ومذهب نداشتند .
... ادامه مطلب
|
|
|
|
|
|
|