|
عالم بزرگوار ميرزا جواد آقا ملکي تبريزي
|
| |
عالم بزرگوار ميرزا جواد آقا ملکي تبريزي(رحمه الله)
فهرست مطالب این صفحه ...
درخشش ستاره ي پرنور
يةالله حاج ميرزا مجتهد ملکي تبريزي ساکن قم و متوفي1343قمري ليلة 11 ذي حجة الحرام.
شخص او در ميان زمره ي از فقهي معاصر خود در طبقه اقدام علمي رباني محسوب مي شود. يشان و نظير يشان در قبة العلم قم اخيراً و حوزه نجف اشرف قديماً از نظر تقوي و عظمت مقام علمي، مقام بسيار درخشنده و بي نظيري داشتند.
در عتبات عاليات و حوزه علمي نجف که قبله گاه علوم اهل بيت(ع) بوده و هست زمره يشان چند تن از علمي اخلاق و مربيان بزرگ بودند که مورد احترام و تصديق همگان بودند.
شخصاً بسيار مفخم و مجلل بود و حوزه موعظه شان را هاله ي از نور فرا مي گرفت که مستمعين را از خود بي خود مي کرد.
کساني که با حوزه علميه نجف و سامرا سابقه دارند از نام گرامي ين بزرگواران گوششان پر است، زيرا يشان ستارگان علم و فقه و تقوا بودند.
پرورش روح
آن جناب از خانواده اعيان و تجار تبريز بوده، والد ماجدش مرحوم حاج ميرزا فشيع در اوائل عمر، عامل مضاربه ناصر الدين شاه بود و يکي از مشمولين بزرگ زمان خود به شمار مي آمد و درعاقبت به توفيق الهي موفق شد که خدمت مرحوم حاج ميرزا علينقي همداني در نتيجه تهذيب اخلاق و تزکيه نفس به مقتمات عاليه نائل شد و به عالم معني روي آورد و خلاصه آنکه زميني آسماني شد.
مرحوم مدرس در(ريحانه) مي گويد: حاج ميرزا جواد از اکابر علمي اخلاقي و عرفاني تبريز عصر حاضر مي باشد که به جهت انتساب به خانواده ملک التجار تبريزي به ملکي معروف است.
حاج ميرزا جواد پس از تحصيل مقدمات در محل تولد خود تبريز، به عراق مهاجرت کرد و در نجف اشرف در جوار وليت مطلقه حضرت آدم اولياء الله حضرت وصي امام علي(ع) رحل اقامت افکند و در محضر اعلام دين به کسب معارف حقه الهيه پرداخت تا در طبقه عليي دراست فقه و اصول در محضر شريف فقيه بزرگ شيخ آقا رضي همداني و ديگر فقهي عظام، به مرتبه اجتهاد نائل آمد و صاحب نظر شد و گاهي فتامي فقهي به نظر خويش را در کتابهي خود عنوان مي کند، علاوه ينکه تاليفات فقهي مستقل دارد.
راضيم به رضاي الهي
ميرزا جواد آقا پسري داشتند که شمع فروزان شبستان خانه بود در روز عيد غدير که ايشان در منزل جلوس کرده و قشرهاي مختلف به زيارتشان مي آمده اند، خادمه منزل به کنار حوض خانه مي آيد و ناگاه چشمش به پيکر بي جان پسر که بر روي آب بوده مي افتد، بي اختيار فرياد مي زند، اهل خانه که از اندرون به صداي خادمه بيرون مي آيند و با منظره دلخراش اين چنين مواجه مي شوند بي اختيار همه فرياد مي کشند.
مرحوم ملکي متوجه مي شوند که صداي شيون خانه را پر کرده. از اتاق بيرون مي آيد، ميبيند که جنازه پسرش در کنار حوض گذاشته شده است رو به زنها مي کرده و خطاب مي کند: ساکت! همگي سکوت مي کنند و همين سکوت ادامه مي يابد تا آنکه مرحوم ملکي از همه ميهمانان پذيرايي مي کند. و طبق معمول سنواتي، عده اي از آنان ناهار را در منزل ايشان صرف ميکنند و پس از پايان غذا که عازم رفتن مي شوند مرحوم ملکي به چند نفر از خواص ميهمانان مي فرمايد که شما اندکي تامل کنيد که با شما مرا کاري است و چون بقيه ميهمانان بيرون مي روند واقعه را براي آنان بازگو مي کند و از آنان براي مراسم تدفين فرزند از دست رفته کمک مي گيرد.
اين داستان گذشته از آنکه حاکي از اعلاء درجه مقام رضا و تسليم آن بزرگوار است نشان گر قدرت روحي و نيروي تصرف در نفوس ديگران نيز هست.
در خلوتگه عشق
از مرحوم حجة السلام سيد محمود يزدي که در بيروني مرحوم ملکي مي نشست نقل شد که گفته بود: شبها که شان براي تهجد بر مي خاست مدتي در رختخواب ضمن اجراي دستوراتي و آدابي هنگام برخاستن از خواب از قبيل: سجده و دعا، گريه مي کرد پس به صحن منزل مي آمد و به طرف آسمان نگاه مي کرد و آيات(اِنّ في سماوات و الارض...) سوره آل عمران، آيات 190و 191 را مي خواند و سر به ديوار مي گذاشت و مدتي گريه مي کرد و پس از وضو ساختن چون به مصلايش مي رسيد مشغول تهجد مي شد که ديگر حالش خيلي منقلب مي شد، او گريه هاي طولاني در نمازها و مخصوصاً درقنوت ها داشت تا آنجا که بعضي ايشان را جزء بکائين عصر به شمار آورده اند.
توقف در منزلگاه ابدي فرزند
حاج آقا شالچي فرمودند: روزي همراه استادم مرحوم ميرزا جواد آقا ملکي قد مي زديم که ايشان در جايي نشستند و مشغول خواندن چيزي شدند و احساس کرديم ايشان مشغول فاتحه خواني هستند و در عين حال قبري را هم نيافتيم. از ايشان سوال کرديم آيا قبر بزرگي در اينجاست که مشخص نيست و ما نمي دانيم؟
ايشان با لبخندي گذشتند ما فهميديم که مايل به جواب گفتن نيستند پس ازاين ماجرا هفته بعد فرزند ايشان فوت کرد و درهمان جا دفن گرديد و معلوم شد که مرحوم ملکي خبر اين حادثه را از قبل مي دانستند.
جاذبه کلام هاي عارف بزرگ
دانشمند خطيب و محترم نامي،استاد فاطمي نيا تبريزي در کنگره بانو اصفهاني فرمودند: در مورد جمال السالکين آية الله آقا ميرزا جواد آقا تبريزي مي نويسند که وقتي در مجلس مي نشست مي فرمود: اي مردم! يکي از نامهاي خداوند غفار است، همين را که مي گفت چند نفرغش مي کردند و آنان را از مجلس بيرون مي بردند.
آية الله شيخ علي پناه اشتهاردي هم مي فرمودند: ميرزا جواد آقا تبريزي در مدرسه فيضيه درس اخلاق داشت و آنچنين تاثير آتشين بر دلها مي گذاشت که در درسش از اثر صحبت ايشان غش مي کردند و بي هوش مي شدندو روزس به ميرزا جواد آقا عرض کردند که تاثير سخنان شما چنان است که يکي از تجار در اين جلسه حضور داشتند و بي هوش روي زمين افتاده است.
در محضر محبوب
حکايت کرد براي ماح جناب حجة السلام سيد جعفر شاهرودي که از علماي حاضر تهران است دو مکاشفه را که مفصل است:
فرمود: شبي در شاهرود خواب ديدم که در صحرائي حضرت صاحب الامر(عج) با جماعتي تشريف دارند و گويا به نماز جماعت ايستاده اند جلو رفتم تا جمالش را زيارت و دستش را بوسه دهم چون نزديک شدم شيخ بزرگواري را ديدم که متصل به آن حضرت ايستاده و آثار جمال و وقار و بزرگواري از سيمايش پيداست.
چون بيدار شدم دراطراف شيخ فکر کردم که کيست تا اين حد نزديک به مولاي ما امام زمان(عج) است؟ از پي او به مشهد رفتم نيافتم. در تهران آمدم نديدم.
به قم مشرف شدم او را در حجره اي از حجرات مدرسه فيضيه مشغول تدريس ديدم، پرسيدم کيست؟ گفتند: عالم رباني، آقاي حاج ميرزا جواد آقا تبريزي است. خدمتش مشرف شدم، تفقد زيادي کردند و فرمودند کي آمدي؟ گويا مرا ديده و شناخته و از قضيه آگاهند.
پس ملازمتش را اختيار نمودم و چنان يافتم او را که ديده بودم و مي خواستم. تا اينکه شبي نزديک سحر در بين خواب و بيداري ديدم درهاي آسمان به روي من گشوده و حجابها مرتفع گشته؛ تا زير عرش عظيم الهي را مي بينم. پس مرحوم استد حاج ميرزا جواد را ديدم که ايشان ايستاده و دست به قنوت گرفته و مشغول تضرع و مناجات است. به او مي نگرسيتم و تعجب ازمقام او مينمودم که صداي کوبيدن در خانه را شنيده و متنبه گشته و برخاستم. در خانه رفتم، يکي از ملازمان او را ديدم که گفت:
بيا منزل آقا، گفتم چه خبر است؟ گفت: سرت سلامت، خدا صبرت دهد،آقا از دنيا رفت.
قبرش درشيخان نزديک قبر ميرزا ابوالقاسم قمي صاحب قوانين است و ماده تاريخ آن بر لوح قبرش به عربي: (رفع العلم و ذهب الحلم) و در قصيده اي به فارسي در مرثيه ايشان گفته شده اين بيت است:
از جهان رفت و از ملت پناه
تاليفات ايشان
مرحوم ميرزا جواد آقا ملکي علاوه بر تربيت نفوس مستعده در زمان حيات پر برکت خود آثار ارزنده و گران سنگي به جي گذاشته است از جمله:
1- اسرا الصلاة- به زبان عربي که به فارسي هم ترجمه شده است.
2- المراقبات يا اعمال السنة- عربي که به فارسي هم ترجمه شده است.
3- رساله لقاء الله- عربي که به فارسي هم ترجمه شده است.
4- کتابي در فقه-هنوز چاپ نشده است.
5-رساله ي در باب حج
6-حاشيه فارسي بر غية القصوي ترجمه عروة الوثقي
طريق معرفت
و اما درانتها دستور العملي را که سالک رباني حاج ميرزا آقا ملکي تبريزي به جناب آية الله حاج شيخ محمد حسين کمپاني(رضوان الله) ارسال داشته عرضه ميداريم:
 |
 |
بسم الله الرحمن الرحيم
فدايت شووم...
در باب اعراض از جهد و جد و سميات و عزم وصول به واقعيات که مرقوم شده و ازاين مفلس استعلام مقدمه موصوله فرموده ايد.
بي رسميت، بنده حقيقت آنچه که براي سيرايت عوالم ياد گرفته و بعضي نتايجش را مفصلاً درخدمت شريف ابتدا خود صحبت کرده ام و از کثرت شوق آنکه با رفقا در همه عوالم همرنگ شوم.
آنچه از لوازم اين سير مي دانستم بي مضايغه عرضه داشتم حالا هم اجمال آن را به طريقه اي که ياد گرفته ام مجدداً اظهار مي کنم:
طريق مطلوب را براي راه معرفت نفس گفتند: چون نفس انساني تا از عالم مثال خود نگذشته به عالم عقل نخواهيد رسيد و تا به عالم عقلي نرسيده حقيقت معرفت حاصل نبوده و به مطلوب نخواهد رسيد لذا به جهت اتمام اين مقصود مرحوم مغفور(ره) مي فرمودند که:
بايد انسان يک مقدار زياده بر معمول تقليل غذا و استراحت بکند تا جنبه حيوانيت کمتر و روحانيت قوت بگيرد و ميزان آنرا مهم چنين فرمود:
که انسان اولاً روز و شب زياده از دو مرتبه غذا نخورد حتي تنقل مابين الغذائين نکند.
ثانياً هر وقت غذا مي خورد بايد مثلاً يک ساعت بعد از گرسنگي بخورد و آن قدر بخورد که تمام سير نشود(اين درکم غذا)
و اما کيفش، بايد غير از آداب معروفه، گوشت زياد نخورد به اين معني که شب و روز هر دو نخورد و در هرهفته دو سه دفعه هر دو را يعني هم روز و هم شب را ترک کند و يکي هم اگر بتواند للتکليف نخورد و لامحالة آجيل خور نباشد اگر احياناً وقتي نفسش زياد مطالبه آجيل کرد استخاره کند و اگر بتواند روزه هاي 3 روز هر ماه را ترک نکند.
و اما تقليل خواب مي فرمودند: شبانه روز 6 ساعت بخوابد و البته در حفظ لسان مجانبت اهل غفلت اهتمام زياد نمايد. اينها در تقليل حيوانيت کفايت مي کند.
و اما تقويت روحانيت: اولاً بايد دائماً هم و حزن قلبي به جهت عدم وصول به مطلوب داشته باشد.
ثانياً تا مي تواند ذکر و فکر را ترک نکند که اين دو جناح سير آسمان معرفت است.
در ذکر، عمده سفارش اذکار صبح و شام، اهّم آنکه در اخبار وارد شده و اهّم تعقيبات صلوات و عمده تر ذکر وقت خواب که در اخبار ماثور است لاسيما متهراً در حال ذکر به خواب رود.
و شب خيزي مي فرمودند: زمستان ها 3 ساعت، تابستان ها يک ساعت و نيم مي فرمودند که در سجده ذکر يونسيه يعني در مداومت آن شبانه روزي ترک نشود هر چه زيادتر توانست کردن اثرش زيادتر.
اقل اقل آن 400 مرتبه است. خيلي اثرها ديدم.
يکي هم قرآن خوانده مي شود به قصد هديه به حضرت رسول(عج) خوانده شود.
و اما فکر براي مبتدي فرمودند: در مرگ فکر کن تا آن وقتي که از حالش مي فهميدند که از مداومت اين مراتب گيج شده في الجمله استعدادي پيدا کرده، آن وقت به عالم خيالش ملتفت مي کردند يا آنکه خود ملتفت مي شد چند روزي همه روز و شب فکر در اين ميکند که بفهمد هر چه خيال مي کند خودش است و از خودش خارج نيست اگر اين را ملکه مي کرد خودش را در عالم مثال مي ديد يعني حقيقت عالم مثالش را مي فهميد و اين عالم را ملکه مي کرد.
آن وقت مي فرمودند که بايد کر را تغيير داد و همه صورت ها و موهومات را محو کرد و فکر درعدم کرد و اگر انسان اين را ملکه نمايدلابد تجلي سلطان معرفت خواهد شد.
يعني تجلي حقيقت خود را به نورانيت و بي صورت و حد با کمال بها فائز آيد و اگر در حال جذبه ببيند بهتر است بعد از آنکه راه ترقي عوالم عاليه را پيدا کرد هر قدر سير بکند اثرش را حاضر خواهد يافت. حد تکميل يک عالم مثال که بعد از آن وقت محو صورت است، آن است که يا بايد خود به خود ملتفت شده و عيناً حقيقت مطلب را ببيند يا آن قدر فکر بکند که از علميت گذشته عيان شود آن وقت، وقت محو موهومات کرده در عدم فکر بکند تا اينکه از طرف حقيقت خودش تجلي بکند.
قطعه اي از نامه مرحوم حاج ميرزا جواد آقا ملکي تبريزي
به مرحوم حاج محمد حسين کمپاني
|
|
 |
|
|