|
عالم بزرگوار سّيد عبد الکريم کشميري
|
| |
عالم بزرگوار سّيد عبد الکريم کشميري(رحمه الله)
فهرست مطالب این صفحه ...
طلوعي ديگر
جناب سيد العارفين يت الله کشميري در تاريخ1343ه.ق در يک خانواده کاملا روحاني و سيادت در نجف اشرف چسم به جهان گشود، تز طرف پدر و جد بزرگوارش اسوبه علم و عرفان ية الله سيد حسن کشميري و از طرف مادر به فقيه متحجر ية الله سيد محمد کاظم يزدي صاحب کتاب عروة الوثقي منتسب بود.
و والد استاد سيد محمد علي کشميري بود که در کربلا به دنيا آمد و پس از مراحل تحصيل، داماد ية الله سيد محمد کاظم يزدي شد و به زهد و تعبد و روحانيت معروف بودند.
استاد فرمودند: شبي در خواب ديدم تسبيح به دست من است و پاره شد تعبير آن را پرسيدم گفتند: بزرگ قوم شما از دنيا مي رود و بين اقوام فاصله مي افتد و سيد حسن کشميري جد پدري استاد بود و استاد در مورد يشان مي فرمودند: جد ما خيلي وجيه المنظر و زيبا روي بودند تا جيي که شيخ عبدالکريم حائري وقتي در درسش شرکت مي کرد ميگفت: نمي دانم به درسش توجه کنم يا تماشي جمالش را بنميم.
مادر استاد زني پاکدامن و مومنه بود صبيه ية الله سيد محمد کاظم يزدي بود وحضرت استاد در مورد شجره سيادت خود مي فرمودند: ريشه سيادت ما به حضرت موسي مبرقع فرزند بلا فصل امام جواد(ع) ميرسد که در قم مدفون است. ما اصلا قمي هستيم لکن اجداد پيشين ما به هند رفتند که يکي از آنان بسيار ممتاز و فرزانه بود به نام آقا سيد حسين قمي کشميري که الان قبرش در کشمير هند است و بري او نذر مي کنند و قبرش را زيارت مي کنند.
 |
 |
تحصيلات علمي
يشان دوران کودکي را در دامان پر محبت مادر و پدر سپري کردند و مطابق کشش دروني و سيره خانوادگي تحصيلات مقدماتي حوزوي در ابتدي سنين خردسالي آغاز شد. ابتدا والدش دروس مقدمات فارسي و عربي را بدو آموخت پس متون متوسط و عالي سطح را از اساتيد مبرزحوزه نجف همچون حضرات يات شيخ مجتبي لنکراني و شيخ راضي تبريزي (مکاسب)، شيخ محمد تقي بهجت مومني(رسائل) شيخ محمد حسين تهراني از افاضل تلامزه آخوند خراساني(کفية الاصول) حاج فيض خراساني(منظومه سبزواري) شيخ صدرا باد کوبي(متون فلسفي) و شيخ عبدالحسين رشتي(اسفار) فرا گرفت.
در اوان جواني در دروس عالي خارج فقه و اصول اساطين حوزه کهن نجف همچون يات عظام سيد ابوالقاسم خويي، سيد عبدالاعلي سبزواري، شيخ علي محمد بروجردي و ميرزا حسن بروجردي حاضر شد و با جديت و تلاش شگرف به تحصيل علوم ومعارف اسلامي همت گمارد و در اندک زماني اجازه اجتهاد از ية الله خويي دريافت نمود.
حجة السلام مروي نقل کرد: ية الله خويي به آقي کشميري فرموده بود:
(حُرّم عليکَ التقليد)
همزمان با تحصيل علوم ظاهري در فراگيري علوم غريبه نبز شائق بود و در فرصت ها و اوقات مقتضي بسياري از رشته هي علوم غريبه چون: جفر، علم اعداد، تکسير، حروف، زبر، منبيات و مربعات و اسما الله را از افراد متعدد فرا گرفت و تبحر خاصي در آنها پيدا کرد.
باغبانی و پرورش گلها
همزمان با تحصیل، در تدریس علوم مرسوم حوزوی نیز مهارت به سزایی داشت چنانکه دروس تدریسی در متون فقهی، اصولی و فلسفی به یازده مورد در روز می رسید. در تدریس کفایة الاصول و فهم و هضم دقایق و ضرایف علمی این کتاب تبحر ویژه ای داشت چنانکه یکی از استوانه های علمی گفته بود: (مطلب عمیق و پیچیده کفایه در گوشت و پوست و خون آقای کشمیری نفوذ کرده و با آنها عجین شده است)
تاثیر معنویت و نورانیت باطنی وی نیز در دروس ظاهری معروف بود چنانکه در میان شاگردان و دوستداران وی مشهور بود که در محضر ایشان نباید به صورت جُنُب ظاهر شد چرا که ایشان آگاه می شوند. انتسابش از دو جهت به دو مرجع بزرگوار و معروف عصر، وی را بسیار محبوب و مقبول ساخته بود به طوری که مدتی از سال تابستان را در حرم حسینی در جایگاه جدش به اقامه جماعت می ایستاد، در ایام اعیاد نیز نمازهای با شکوهی اقامه می کرد. چنانکه در یکی از نمازهای عید فطر از شدت کثرت جمعیت و وسعت منطقه مصلی 30 نفر همزمان به تکبیر گویی نماز وی می پرداختند.
در مسائل معرفتی و سلوکی نیز همزمان با سیر مراتب عرفانب با اجازه اساتید خود به تربیت و راهنمایی بخی سالکان همت گمارد چنانکه مرحوم سید هاشم حداد برخی را به سراغ وی فرستاده و ایشان به آنها دستور ذکر می داد.
یکی از نزدیکان آیت الله کشمیری نقل می کرد: ایشان ایام تعطیلی حوزه به کربلا می رفتند و یکی از سالها ما شهریه مختصری گرفته در کربلا تقدیمشان کردیم ولی ایشان وقتی فهمید شهریه است چهره اش متغییر شد و فرمودند: شهریه را برگردانید جون ایام تعطیل است و ما درس و بحث نداریم! عرض کردیم: آقا! شما به تحقیق مشغولید و اشکالی ندارد از شهریه استفاده کنید. فرمودند: برگردانید من نمی توانم استفاده کنم.
در اوائل زمام داری صدام حسین، روزی از مرحوم کشمیری درباره وی سوال می شود وی می فرماید: (اِنه کلبٌ عقورٌ) یعنی او سگ گزنده است.
چند روز بعد یکی از نزدیکانش اطلاع می دهد که نام وی در لیست سیاه دستگیر شوندگان داخل شده و به زودی به سراغ وی خواهند آمد، بدین سبب ایشان تمام خانه و زندگی اش را رها ساخته و به همراه خانواده مخفیانه به ایران مهاجرت می کند ولی ازبخت بد در مرز ایران و عراق در پاسگاه بازرسی، تمام نوشته جات و دفاتر وی که مهمترین آنها دفتر(تقریرات درس اخلاق شیخ مرتضی طالقانی) بود ضبط می شود و ایشان با دست خالی وارد ایران شده و در شهر قم اقامت می کند، از آن سوی در نجف اشرف هم مزدوران بعثی منزل وی را غارت کرده و سپس ویران می سازند.
مرحوم کشمیری پس از ورود به قم شیوه انزوا و گوشه گیری را انتخاب کرد، طوری که در این مدت مدیدجز عده ای، کسی وی را نمی شناخت.
معظم له در ایران نیز مطابق روال پیشین خود به تربیت نفوس متعده پرداخته و در این مدت تعدادی از طلاب فاضل را در این راه راهنمایی نموده که به حمد الله از ذخایر معنوی حوزه علمیه به شمار می روند در عین حال درب منزل وی همیشه به روی عموم سالکان و طالبان حق باز بود و وی گاهی با بیان مطالب معنوی و بیشتر اوقات به ویژه اواخر با سکوت دائمی خود به ارشاد و راهنمایی پویندگان راه دوست می پرداخت.
سیر معنوی و اساتید عرفان
اگر چه در آن زمان جو عمومی حوزه نجف به شدت بر علیه مقوله عرفان و تهذیب نفس به معنای خاص خود ملتهب و حساس و بازار تکفیر و اتهام صوفی گری رایج بود چنانکه به مرحوم سید عبدالغفار مازندرانی و مرحوم آقای میرزا علی قاضی اتهام صوفی گری زده بودند با این حال مرحوم کشمیری به جهت کشش عمیق درونی و جاذبه باطنی و استعداد شایان از اوان خردسالی به این امر بسیار توجه داشت و به خاطر طهارت باطن و سیرت پاکیزه الهامات غیرعادی بسیاری بسیاری بدو روی می داد. چنانکه خود می فرمودند:
(یک بار با پدرم خواستیم سوار ماشینی شویم و به جایی برویم ولی من اصرار کردم که من بر این ماشین سوار نمی شوم هر چه پدرم می گفت: من قبول نمی کردم تا این که آن ماشین رفت و اندکی بعد خبر تصادف آن ماشین به ما رسید.)
حتی در ایامی که 7 یا 8 سال نداشت و در مدرسه(سید) (مدرسه جدش صاحب عروه) به بازی با هم سن و سالهای خود اشتغال داشت مورد توجه پیری روشن ضمیر و پاک دل به نام شیخ مرتضی طالقانی واقع شده بود طوری که روزی خطاب به وی فرمود: (آی پسرک! تو به درد بازی نمی خوری، تو کله ات پر از نور است)
مرحوم کشمیری درباره استادش آقای قاضی می فرمود: علاقه ایشان به من مثل علاقه پدر به فرزانه بود گاهی در منزلشان که روضه بود می رفتم و پس از رفتن همه می ماندم و موقع نماز پشت سرش نماز می خواندم، آقای قاضی مرد الهی و ملکوتی بود.
استاد دیگری که به تصریح خود حق بزرگی از لحاظ معنوی و عرفانی بر گردن ایشان داشت مرحوم آیت الله شیخ مرتضی طالقانی بود.
مرحوم کشمیری تقریرات دروس اخلاق شیخ مرتضی طالقانی را که حاصل سالها تدریس مسائل اخلاقی و معنوی بود به رشته تحریر درآورده بود که متاسفانه در جریان هجرتش به ایران در مرز عراق توسط مامورین بعثی مصادره گردید.
از دیگر استادان عرفانی وی مرحوم آقا سید هاشم حداد بود که خود از تلاذمه برجسته و کامل مرحوم آقا سید علی قاضی بود و پس از وفات استاد به امر تربیت عده ای از سوخته دلان و سالکان همت گمارده بود.
استاد دیگر ایشان، آیت الله شیخ علی اکبر اراکی بود که اسشان در موردشان فرمودند: آقای اراکی مردی فاضل، عارف، قوی و صاحب ریاضت ولی در عین حال کتوم بود و احتمال علم بر اسم اعظم الهیبر وی بود اصولاً علما وی را کمتر می شناختند و ی گمنام و ناشناخته در میان حوزه و مردم باقی ماند.
آقا سید افضل حسین هندی یکی دیگر از استادان معنوی ایشان بود که در اوقات خاصی برای زیاررت در نجف اشرف می آمد.
استاد دیگر مرحوم کشمیری از مرحوم آقا شیخ علی زاهد قمی دستور خاص تلاوت قرآن و از آقا سید عبدالغفار مازندرانی دستور ذکر یونسیه و از مرحوم شیخ محمد حسین کمپانی اصفهانی دستور قرائت زیاد سوره قدر و از شیخ ذبیح الله قوچانی دستور زیارت قبرستان وادی السلام و ذکر مخصوص آنجا را اخذ کرده بود.
مکاشفات
از آنجائی که اهل معرفت را به سبب تهذیب و صفای باطن و رفع حجب، مکاشفت و معاینات با اختیار و بی اختیار دست می دهد و مشاهدات رحمانی از چشمه فیوضات جمالی و جلالی به شهود مس رسد و معانی و حقایق برایش کشف می شود، حضرت استاد از این نعمت برخوردار بودند به حدی که قابل حصر نبود. به چند نمونه اشاره می شود:
خود می فرمود: شخصی درنجف به نام شیخ مالک بود که در ظاهر به کسوت اهل علم نبود ولی دارای بصیرت و معرفت باطنی بود روزی به من گفت: من در وادی السلام زیارت امام حسین را می خوانم تو هم با من بیا و به من اقتدا کن، من هم قبول کردم، وقتی که همزمان زیارت عاشورا می خواندیم من کربلا را به رای العین مقابل خود می دیدم
نیزمی فرمود: احضار ارواح بارها در ایران و عراق برایم اتفاق افتاده است و بیشتر اوقات آقای قاضی و پدرم را می بینم که آنها صحبت می کنند و من گوش می دهم.
و ایشان نیز قدرت استخاره خوبی داشتند که آنرا بر اثر ریاضت خاص و مراقبت ویژه ای که داشتند به دست آورده بودند و آن از طریق استاد معنوی اش آیة الله شیخ علی اکبر اراکی به او عطا شده بود.
نکته های عرفانی
قرائت ذکر یونسیه در سجده و ادامه آن تا یک سال سبب تجرد روح از جسم و اتصال به ارواح و باز شدن چشم برزخی می شود.
1- قرائت سوره (انا فتحنا لک فتحاً مبیناً) برای رفع حجابها بسیار خوب است
2- قرائت ادعیه و اذکار ماثوره همه خوب هستند ولی در دعاها از دعای یستشیر در صبح وشب و در اذکار از ذکر(یا حی یا قیوم) بیشتر استفاده می کردند.
3- تلاوت 400 مرتبه آیه نور در حرم امام رضا(ع) به نیت هدیه به امام بسیار موثر است.
4- قرائت یک حمد و یازده مرتبه سوره توحید و هدیه آن به ارواح مومنین بسار موثر است.
5- در زمان هجوم مشکلات قرائت سوره و یا ذکری به نیت هدیه به امام جواد(ع) موثر است.
6- برای حدیث نفس ذکر تهلیل بسیار موثر است.
7- با انجام و مداومت عمل(مراقبه) نفی خواطر صورت می گیرد.
8- قرائت 21 مرتبه آیة الکرسی در روز برای تقویت حافظه بسیارموثر است.
9- قرائت 21 مرتبه آیة الکرسی ذر روز برای تقویت حافظه بسیار موثر است.
و نیز نکته های دیگر که این تعدادی که ذکر شد مقداری از آنها بود.
غروب خورشيدي ديگر
استاد قريب 10 سال کسالت داشتند و چند بار هم سکته کرده بودند.
آخر الامر ين چراغ هديت در اواخر ماه مبارک رمضان1419در قم سکته مي کنند، دوستان يشان را به بيمارستان شرکت نفت تهران انتقال مي دهند و حدود 3 ماه در بيهوشي بودند تا ينکه در روز چهار شنبه 18 فروردين 1378در سن 74سالگي به لقا الله شتافت.
بعد از تغسيل و تکفين جنازه شريفش، حضرت ية الله بهجت بر جنازه اش نماز گزاردند و در قسمت بالا سر حرم حضرت معصومه(س) جنب قبر ديگر تلميذ آقا سيد علي قاضي يعني علامه سيد محمد حسين طباطبيي دفن نمودند.
|
|
 |
|
|